سلام! به به سالِ  نو  مبارک! صد سال بِه از این سالها!!! ایشالا سال خوبی داشته باشید!  بفرمایید! بفرمایید مطلب جدید دهنتون رو شیرین کنید!

 

خوب، اول توجهتون رو جلب می کنم به

اگر درست لباس بپوشیم... قسمت اول

اگر درست لباس بپوشیم... قسمت دوم

 

و اما بخش سوم:

 

 یه نکته مهم رو می خوام امروز بهتون بگم که باید در خرید و انتخاب لباس حواسمون بهش باشه. ببینید، ما اکثر اوقات لباسی می خریم که خیلی خوشگله. خوشرنگه، خوش مدله، مده. توی فلان فیلم و مجله و سریال دیده شده. توی سایتها و شبکه های اجتماعی دیده ایم که جدیده. این خوبه، اما نباید غافل بشیم از اینکه خیلی خیلی مهم تر از زیبایی خود لباس و مدل و رنگ لباس، اینه که به ما بیاد و ما رو زیبا نشون بده.

 

اینجوری بگم. این انتخاب ما است که یک خانم زیبا و خوش هیکل دیده بشیم که لباس مناسب و شیکی پوشیده، یا یه مانکن پلاستیکی یا چوب لباسی که یه لباس خیلی خیلی زیبا بهش آویزونه و در معرض نمایشه.

 

شاید شما هم تجربه ای مشابه اینکه براتون می گم داشته باشید. برای یک عروسی یک لباس فوق العاده زیبا می خرید. یک رنگ چشمگیر، جنس پارچه اعلاء، کار دست زیبا، آخرین مدل ژورنالهای مد، و با عشق می پوشیدش. بعدها که فیلم اون عروسی رو می بینید، متوجه می شین شما در زیبایی لباس گم شده بودین.

 

بنابراین توصیه من اینه که همیشه توی آینه اتاق پرو، بعد از اینکه خوب لباس و هیکلتون رو از همه جهات نگاه کردید و مطمئن شدید که بهتون میاد، سایزش مناسبه، جنسش خوبه، قیمتش مناسبه و....  یک لحظه چشمهاتون رو ببندید و باز کنید و این بار از چهره تون شروع کنید و خیلی آهسته نگاهتون رو پایین بیارید و لبه خارجی، سایه، شکل و شمایل کلی هیکلتون رو از بالا به پایین با دقت زیاد بررسی کنید.

 

 

صورت رو نگاه کنید و ببینید آیا رنگ لباس به پوست شما میاد؟ آیا پوستتون رو زیادی بی حال و ندیدنی یا زیادی تیره و کدر نگرده؟

 

شمایل کلی خطوط دور بالاتنه رو نگاه کنید و ببینید آیا این لباس سینه شما رو زیادی تخت و پَخ و دوتیکه یا تیز نکرده؟ بالاتنه رو از پشت نگاه کنید ببینید آیا خط لباس زیر بالاتنه تون پشت لباس رو تیکه تیکه نکرده؟

 

گردن و شانه ها و هر قسمتی که از لباس بیرون می مونه رو نگاه کنید ببینید آیا زیادی چاق و پر چربی یا زیادی لاغر و استخونی نشون داده نمیشه؟ آیا لازمه مدلی رو انتخاب کنید که پوشیده تر یا باز تر باشه؟

 

بازوها رو با دقت نگاه کنید. محل تلاقی آستین لباس با دستتون رو بررسی کنید. آیا قد آستین لباس مناسبه یا اونقدر کوتاهه که بازوهای شما رو پهن و چاق نشون می ده؟ آیا لازمه آستین پوشیده تر و بلند تری انتخاب کنید که بازوها رو بهتر بپوشونه؟ یا برعکس آیا آستین لباس زیادی بلند و پوشیده است و شما توش گم شده اید؟

 

خط کمر لباس رو بررسی کنید. آیا بالاتنه لباس زیادی کوتاهه؟ اگر اضافه وزن دارید، کمری که زیادی بالا قرار گرفته شما رو چاق و مربع نشون می ده. آیا کمر شما در لباس مشخص و قابل دید و متفاوت با سایز سینه و باسنتون نشون داده شده و به لاغری تون کمک می کنه؟ آیا اصلا مدل کمر لباس داره به خوش فرمی شما کمک می کنه و یا حواستون نیست و داره میان تنه تون رو پهن و یکدست با بقیه بدنتون می کنه؟

 

به شمایل و خط اطراف دامن لباس توجه کنید. اگر اضافه وزن دارید آیا باسنتون رو زیادی بزرگ نشون می ده؟ اگر لاغرید آیا کوچکی بیش از حد باسن رو ناجو.ر نمایش می ده؟ لازمه بیشتر بهتون بچسیه یا بیشتر ازتون فاصله بگیره؟ اگر روی باسن چینهای بیشتری می خورد بهتر بود یا کمتر؟

 

به خط پایین دامن نگاه کنید. آیا قد دامن برای قد شما و فرم و ظاهر پاهای شما مناسبه؟ آیا پاهای خوش فرمی دارید و می تونید نمایششون بدید یا پاهاتون باید بهتر پوشیده بشه؟ آیا قد لباس شما رو کوتاه و تپل نشون می ده یا بلند و کشیده؟

 

 

حالا یک نگاه کلی بکنید. برای این فرم یقه چه جور گردنبندی مناسبه؟ تصورتون اینه که موهاتون رو جمع می کنید یا باز می گذارید؟ اگر جمع می کنید گوشواره چشمگیر و مناسبی دارید؟ اگر قراره تهیه کنید، ایده ای دارید که چه جور چیزی مناسبه؟ ایده ای برای رنگ موهاتون دارید؟

 

زیورآلات رو طلا انتخاب خواهید کرد یا بدل؟ طلای سفید بیشتر به لباستون میاد یا زرد؟ کیف و کفش مناسب این لباس چی می تونه باشه؟ آیا لباس افزونه هایی مثل کمربند یا سنجاق سینه لازم داره؟

 

ممکنه شما در لحظه جواب همه این سوالها رو ندونید. البته که من هم اینجا هستم تا کم کم جوای همه این سوالها رو در ذهن شما مشخص کنم. اما خوبه وقتی قراره لباسی بخریم، فقط روی خود لباس زوم نکنیم و حتما و حتما به همه جوانب قضیه، همه موارد مرتبط با هیکل و چهره مون و همه موارد مرتبط با ست کردن لباس یکجا فکر کنیم.

 

اینجوری پولمون حروم نمیشه. اینجوری هر وقت از خرید بر می گردیم ناراضی نیستیم. وقتی ذهنمون رو مرتب کنیم و لباس رو به صرف زیبا بودن نخریم و برای این بخریم که به ما میاد و ما رو زیبا می کنه، دیگران از ما و زیبایی ما در لباسمون تعریف می کنند.

 

من ترجیح می دم موقع ورود به مجلس مهمونی بشنوم: «چه خوشگل شده ای!»

تا اینکه بشنوم: « لباست چه خوشگله. از کجا خریده ای؟»

شما چی؟


برچسب‌ها: انتخاب لباس مجلسی, انتخاب لباس برای مهمانی, مدل لباس, انتخاب لباس مناسب
[ یکشنبه ۹ فروردین۱۳۹۴ ] [ 22:42 ] [ نگارا ] [ ]

 

جای شما خالی هفت، هشت ماه پیش با خواهرم داشتیم جایی می رفتیم و کل مسیر به چک و چونه درباره رنگ موهاش گذشت! جالبه بدونید اطرافیان من به توصیه های چی نپوشیمی من به راحتی گوش نمی دن! دستشون درد نکنه. شنیده اید که راجع به کوزه گر چی می گن!

 

خلاصه جونم براتون بگه که چون خواهرم چهره گندمگونی داره، از من اصرار که موهات رو روشن نکن. چهره ات بی حال و چاق می شه و از اون انکار. اون کار خودش رو کرد. نتیجه هم همون شد که من می گفتم.  عیبی نداره! لا اقل به شما می گم:

 

در مورد رنگ مو بیشترین رنگهایی که به شما میان، همونی هستند که باهاش متولد شده اید. یه کمی می شه با سیری، روشنی یا فام این رنگ بازی کرد، اما ذات رنگ موی شما در زیبا ترین حالت باید همونی باشه که باهاش متولد شده اید. وگرنه، جالب و فان و حتی گاهی زیبا هست. اما زیباترین چیزی که می تونه باشه نیست.

 

ما توی ایران با رنگهای محدودی از مو متولد می شیم. اما در نژادهای دیگه معمولا خانمها با سه رنگ مو متولد می شن: خانواده قهوه ای، خانواده قرمز و خانواده بور یا بلوند

 

 

 

اون وقت اون خانمهایی که موهاشون قهوه ایه، گاهی می تونن تا 2-3 درجه موهاشون رو روشن کنند و به زیتونی و عسلی برسند. یا می تونن موهاشون رو تیره کنند و به مشکی و خرمایی تیره برسند. یا هایلایت های یکی دو درجه روشن (و نه مثل گورخر راه راه روشن و تیره) بکنند که موهاشون حجم و بُعد بگیره.

 

 

اون خانومهایی که موهاشون قرمز یا نارنجیه، موهاشون رو گاهی روشن می کنند تا استرابری بلاند یا بلوند-توت فرنگی/صورتی ، یا قرمزش رو آتشین تر و شفاف تر می کنند و نارنجی رو ازش می گیرند، یا قرمزش رو تیره می کنند و به انواع شرابی می رسند.

 

 

خانمهایی که بلوند هستند و موهاشون بوره هم، معمووووولا فقط لولایت توی همون زمینه های بلوند می کنند که به موهاشون بُعد بده و حجیم و خاص نشونش بده. فرق هایلایت با لولایت در اینه که در هایلایت رگه هایی از رنگ موهامون روشنتر و لولایت رگه هایی از رنگ موهامون تیره تر توی موهامون اضافه می شه.

 

 

بنابراین ما نباید کسب تجربه و ماجراجویی رو، به خصوص مثلا در یک هنرپیشه معروف که در هر سال با هزار چهره مختلف ظاهر می شه، چون هم باید با تنوع خودش رو به یاد موندنی کنه و هم امکانات بی پایانی داره، با زیبا ترین حالت اون اشتباه بگیریم. پس نیاین بگین چرا ریانا موهاش رو آبی کرده؟ چرا کلی آزبورن موهاش رو بنفش کرده؟ گفتم که، چون مثل ما قرار نیست فقط یک بار در عروسی خواهر شوهرش حضور داشته باشه! چون هر روز برای اونها از نظر لباس و آرایش حکم عروسی رو داره.

 

حالا به چند تا خانم معروف که برای زیبایی و شیکی شون تحسین می شن دقت کنید.

 

ج* ن*ی*ف*ر ل*و*پ*ز موهای اصلی اش مثل هر لاتینای دیگه ای قهوه ای تیره است. اون بیشتر سالهایی که معروف بوده رو با پوست نسبتا برنزه، طلایی و موهای قهوه ای روشن با هایلایت روشن تر سپری کرده. به نظر اکثر افراد هم زیبا است. بعید می دونم هیچ وقت موهاش رو قرمز و شرابی کرده باشه. تا جایی که من دیده ام در ماجراجویانه ترین حالت هایلایت یا ته رنگ اون رنگی داشته و خیلی سریع هم برگشته سر جای اولش. من این عدم تغییر شدید و دور از ذهن رنگ مو رو تحسین می کنم.

 

 

یه مثال دیگه. ن*ی*ک*و*ل ک*ی*د*م*ن با موهای نارنجی رنگ متولد شده و بیشتر عمر هنری اش رو با بلوند تر شده همون مو زندگی کرده. اکثر اوقات موهاش نارنجی-طلایی طوریه. خیلی هم شیک. از همه رنگها هم به پوست خیلی خیلی سفیدش بیشتر میاد. حالا دوبار هم برای دوتا فیلم موهاش رو تیره کرده، اما سریع به حالت اصلی اش در آورده. این شیکی و ثبات زیبایی اون رو یک سر و گردن از پروانه های هفت رنگ معروف بالاتر قرار می ده؛ به نظر من.

 

 

در عوض مثلا ر*ی*ا*ن*ا یا ل*ی*د*گ*ا*گ*ا تا حالا موهاشون رو پونصد رنگ کرده اند! گاهی خوب شده، گاهی نشده. گاهی خوشگل، گاهی عین دلقک و جادوگر.

 

من توصیه ام همونه که گفتم. برای همین خودم موهام رو رنگ نمی کنم و رنگ موهام رو دوست دارم. به نظرم هر خانوم شیکی باید رنگ موهاش به رنگ موهای اصلی اش شبیه باشه یا اگر اون رو تغییر می ده هم خانواده موهای اصلی خودش و با 2-3 درجه اختلاف در تیرگی و روشنی در نظر بگیره، اگر می خواد بهش بُعد بده، هایلایت با اختلاف رنگی کم بکنه و حتما حتما رنگ اصلی پوستش رو هم در نظر داشته باشه. به نظر من باید پوست همیشه از مو روشن تر باشه.

 

شما هم انتخاب خودتونه که از کدوم گروه باشید.

 

(در ضمن توی پرانتز بد نیست بگم اگر براتون سوال شده، که اون حرف h در اسم ر*ی*ا*ن*ا بی صدا است و خونده نمی شه. در ایران این اسم به غلط ر*ی*ح*ا*ن*ا تلفط می شه. شاید چون دوست داریم زورکی به اسم ریحانه ربطش بدیم. )

پی نوشت: بخش پرسشها با توجه به اینکه 200 تا پرسش از مطلب قبلی برای عید باقی مونده، بسته می مونه. من در حال پاسخ دادن پرسشهای عید در پست قبل هستم.

 


برچسب‌ها: رنگ مو, انتخاب رنگ مو, رنگ موی مناسب
[ شنبه ۱۶ اسفند۱۳۹۳ ] [ 19:50 ] [ نگارا ] [ ]

 

 

سلام دوستان عزیز

چون آماده شدن سورپرایزی که بهتون گفتم کمی طول کشیده، با توجه به درخواست شما تصمیم گرفتم الان که وقتم محدوده که مطلب جدید بذارم، فعلا این پست رو اختصاص بدم فقط به پرسش هایی که ممکنه داشته باشید و به باز بودن بخش پرسشها نرسیده باشید. پس بفرمایید پرسش و پاسخ زیبایی و آراستگی.

 

فقط چند تا خواهش:

 

1. لطفا سوالها کوتاه، تعداد کم (رعایت عدالت)، واضح، شماره خورده و با اطلاعات کافی باشه.

2. سوال درباره مطالبی که قبلا مطرح شده نکنید. در پاسخ به این پرسشها من سه تا ستاره *** می ذارم. معنی اش اینه که قبلا مطرح شده، به فهرست مطالب مراجعه کن و پیداش کن.

3. لطفا نفری فقط یک بار و تعداد سوالات کم.

 

قبوله؟

 

من سعی می کنم تا جایی که می تونم بخش پرسشها رو زود نبندم ولی ازتون خواهش می کنم در تعداد پرسش و تکرار پرسشها و خلاصه رعایت نوبت و سهم دیگران، انصاف رو رعایت کنید.

 

پی نوشت:

چی نپوشیم رو در اینستاگرام فراموش نکنید.

مشاوره ایمیلی یا تلفنی با نگارا

 

پی نوشت 2:

تعداد سوالها خیلی زیاد شده. موقتا بخش پرسشها بسته می شه.


برچسب‌ها: پرسش و پاسخ زیبایی
[ یکشنبه ۱۰ اسفند۱۳۹۳ ] [ 0:45 ] [ نگارا ] [ ]

 

 

 

سلام دوستان

 

امروز می خوام شما رو به چالش آخرین چیپس سال دعوت کنم!

نقطه ضعف من در رژیم و کاهش وزن، چیپسه! یعنی حتی اگر یه دونه برگه چیپس توی خونه موچود باشه، تا نسلش رو منقرض نکنم خیالم راحت نمی شه!!!

اگر کلمه چیپس یه زبون کسی بیاد، من باید بخورمش!

اگر کسی برای خودش بخواد چیپس بخره، من هم باید بخورم!

اگر کارخونه ای چیپسی می سازه و اون در محدوده قابل دسترسی برای من باشه، باید بخورمش!

دردسرتون ندم، اگر چیپسی هست، من باید بخورمش!!!!

 

حالا که شب عیده و دوست داریم یه کمی هیکلمون رو تا عید جمع و جور کنیم، وقت خوبیه که به چالش آخرین چیپس سال بپیوندیم.

 

این چالش چه جوریه؟

 

من دیشب یک بسته چیپس خوردم. یک بسته بزرگ! و بعد با خودم عهد کردم این آخرین چیپس سال 93 باشه. امشب هم غذامون پلوییه. با خودم عهد کردم که تا سبزی پلوی شب عید، دیگه پلو نخورم.

 

 این دوتا عهد بزرگ و سنگین برای من. چیپس و پلو.

 

چالش آخرین چیپس سال اینجوریه که شما یک وعده از اون چیزی که خیلی خیلی هلاکش هستید و معمولا اراده مقاومت در برابرش ندارید رو می خورید و عهد می کنید که امسال، اون آخری بود.

 

این چالش در مورد چیپس نیست! در مورد وسوسه و اراده است!

 

آخرین شکلات، آخرین تکه کیک، آخرین بستنی،  آخرین بشقاب لبالب از پلو، آخرین ته دیگ... هر چیزی که در برابرش توان مقاومت ندارید. فقط اسم چالش رو به سلیقه خودم گذاشتم! این هم از فواید نویسندگی :)

 

قوانین چالش آخرین چیپس سال:

 

* فقط یک یا دو مورد رو انتخاب کنید، چون می خوام پرهیز ازش ممکن باشه.

 

* سخت ترین و بدترین ها رو انتخاب کنید، چون می خوام انجامش واقعا موثر باشه.

 

* نخوردن اون چیز رو با خوردن صد تا چیز دیگه جبران نکنید. با استفاده از این مطلب می تونید این چالش رو با یه رژیم ساده همراه کنید. با استفاده از این مطلب می تونید این چالش رو با یه ورزش سبک همراه کنید.

 

* شما می تونید از همین لحظه تا اول اسفند ماه، هر وقت که عهدتون رو بستید و وعده آخرتون رو خوردید، پیوستن خودتون رو به چالش و عهدتون رو اعلام کنید.

 

* عهدتون رو در بخش نظرات این پست بنویسید. می تونید در مورد عهدتون و پیشرفت هاتون روزهای بعد گزارش بدین. بخش نظرات برای گفت و گو و تبادل نظر شما، تا جایی که برای من دردسری ایجاد نکنه باز خواهد بود و من هم همراه شما هستم.

 

و توجه کنید:

 

* این چالش به صورت همزمان در وبلاگ و صفحه اینستاگرام چی نپوشیم برپا می شه. دوستانتون رو به چالش دعوت کنید.

* بخش نظرات این پست مال پرسیدن سوالهای زیبایی نیست. لطفا رعایت کنید. در غیر این صورت پرسش شما حذف می شه.

 

 


برچسب‌ها: چالش آخرین چیپس سال, رژیم, کاهش وزن, کاهش وزن قبل از عید
[ دوشنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۳ ] [ 18:12 ] [ نگارا ] [ ]
 

 

خوب، گفتن نداره که در مجالس رسمی مثل عیددیدنی یا عروسی یا خواستگاری و غیره آقایون باید کت و شلوار بپوشند. اما چه جور کت و شلواری؟ اگر اجرا کردنش راحت بود که این همه آقای غیر خوش تیپ نداشتیم! شما به این نکات نظارت کنید!

 

 

1.فرم و شکل کت و شلوار باید جوری باشه که قسمت سرشانه ها تا کمر یه شکل یه عدد هفت خیلی ملایم بایسته. یعنی یه مقدار کمی کمر کت باید جمع باشه.

 

2. هر چی مجلس جدی تر و رسمی تر باشه، رنگ و طرح کت و شلوار باید ساده تر باشه. من خودم اصلا کت و شلوار براق یا راه راه و غیره رو شیک نمی دونم. اما خود دانید. شما شاید خوشتون بیاد. بهترین رنگ کت و شلوار که برای همه جا مناسبه و اگر یه نفر فقط بخواد یک دست کت و شلوار داشته باشه، باید حتما اون رو بخره، خاکستری تیره است. این رنگ تقریبا برای همه جا مناسبه و با رنگهای بیشماری از پیراهن و کراوات هم ست می شه.

 

3. گشادی سرشونه کت باید جوری باشه که با دکمه بسته بشه یک دست رو قشنگ برد بالای سر، اما اونقدر هم گشاد نباشه که بشه دوتا دست رو برد بالا و مثلا ورزش کرد!

 

4. قد آستین کت باید جوری باشه که وقتی زیرش پیراهن می پوشند، با دستهای آویخته حدود یک سانت از لبه آستین پیراهن از زیر لبه آستین کت بیاد بیرون.

 

5. شیک ترین مدل کت و شلوار که کلاسیک ترینش هم هست اونیه که جلوش فقط دو تا دکمه داره. موقع ایستادن دکمه بالایی باید بسته باشه و موقع نشستن باید اون رو باز کنند و بشینند.

 

 

6. گشادی یقه پیراهن وقتی مناسبه که موقعی که کاملا دکمه یقه بسته است، بشه دو تا انگشت رو جلوی گلو فرو کرد توی یقه. نه کمتر، نه بیشتر.

 

7. طرح کراوات هرچی ساده تر و ریز تر باشه بهتره. من که شخصا کراوات ساده تکرنگ رو ترجیح می دم، اما در هر حال اگر طرحدار انتخاب می کنید، راه راه، خال های ریز، طرح های هندسی سبک و ریز با تضاد رنگی کم گزینه بهتریه. حتما به ترکیب رنگی پیراهن و کراوات و کت توجه کنید. در این مورد بیشتر توضیح می دم. کراوات های نسبتا باریک (نه اونهایی که مثل روبانه، نه اونهایی که مثل دستمال سفره پهن میشه روی شکم!) از همه چیز بهتره چون کمک می کنه آقایون کشیده و قد بلندتر به نظر بیان. وقتی کراوات بسته می شه، نوک قسمت آویخته اش باید حدودا با لبه بالای کمربند یکجا قرار بگیره. به این دقت کنید! کوتاه یا بلند بستن کراوات اون رو مسخره می کنه.

 

8. یه گزینه اختیاری اما به درد بخور، سنجاق کراواته. سنجاق کراوات کمک می کنه وقتی آقایون خم می شن مثلا که از این ور میز با اون ور میز دست بدن مثلا، کراواتشون آویزون نشه بره تو ظرف ماست! دیگه میل خودتونه که استفاده بکنید یا نه، اما حواستون باشه اگر استفاده کردید، طولش از عرض کراوات بیشتر نشه.

 

 

9. قد شلوار رو باید جوری کوتاه کنید که وقتی می ایستند، لبه جلویی شلوار تا بالا یا اواسط بندهای کفش یا محل قرار گیری فرضی بندهای کفش بیاد. در این حالت معمولا قد شلوار جوری می شه که نصف پاشنه زیر پاچه قرار می گیره و نصفش بیرون می مونه.

 

10. کمربند، کفش و جوراب رو جوری انتخاب کنید که به رنگ کت و شلوار بیاد. شاید این قاعده مهم رو شنیده باشید که آقایون هیچ وقت با لباس رسمی نباید جوراب سفید بپوشند. درسته! جوراب سفید باشه برای باشگاه و غیره. با کفش مشکی، جوراب مشکی یا خاکستری تیره ست کنید و با کفش قهوه ای جوراب قهوه ای. کمربند و کفش و در جای ممکن بند ساعت (اصولا هر چی اکسسوری چرمی داریم) بهتره همرنگ باشند.

 

  

>>> حالا چند تا نکته تکمیلی:

 

* مرسوم ترین نوع کفش برای کت و شلوار همون کفش مردونه ساده با دو، سه ردیف بند باریکه. تو رو خدا نذارید همسرتون از این کفشهای بسیار بی ریخت نوک دراز انتخاب کنه! خیلی خیلی خیلی چندشند اونها! باور کنید برای همسر یه خانم خوش تیپ قباحت داره!!!

 

 

* در مورد گشادی شلوار دقت کنید. شلوار نه باید یه جور ناجوری بچسبه به بدنشون و نه باید لق بزنه. از همسرتون بخواین در اتاق پرو یا بیرون از اون حتما روی صندلی بنشینه و در مورد راحتی شلوارش نظر بده. گشادی شلوار رو جوری انتخاب کنید که وقتی از کنار ران حدود 10 سانت بالاتر از زانو  پارچه رو نیشگون بگیرین، به اندازه 2-3 انگشت آزادتر از قطر ران باشه.

 

* در مورد ترکیب رنگ کت و شلوار، من دو تا ترکیب پیشنهادی دارم که به نظرم خیلی شیکه. البته چون این ترکیب ها با ترکیب های مرسوم متفاوته، شاید شما خوشتون نیاد. در هر حال من نظرم رو می گم.

 

ترکیب 1: کت و شلوار و کراوات تقریبا همرنگ و تیره باشه (مثلا خاکستری) و با پیراهن یه رنگ مکمل مثل زرشکی، لیمویی، خاکستری روشن، مشکی و... ست بشه.

 

ترکیب 2: کت و شلوار و پیراهن همرنگ و تیره باشه (مثلا خاکستری) و با یه کراوات تک رنگ رنگ مکمل که می تونه براق هم باشه ست بشه، مثلا قرمز، زرشکی، طوسی کمرنگ و...

 

 

در این صورت اگر مایل باشید شما می تونید لباستون رو با استفاده از اون رنگ مکمل، با همسرتون ست کنید. البته وقتی می گم ست، فقط منظورم هماهنگیه، نه اینکه گروه سرود با هم درست کنید ها!!!! فقط در حدی که مثلا همسرتون کت شلوار سبز مغز پسته ای نپوشه، شما پیراهن قهوه ای و نارنجی!!!!

 

 


 

پی نوشت 1:

 

دوستان عزیز لطفا توجه داشته باشید هر گونه تبلیغات و پیامک که برای شما با مضمون مشابه چی بپوشیم و چی نپوشیم بیاد یک نوع تقلب و کلاهبرداری و سوء استفاده است و هیچ ارتباطی با این وبلاگ و نگارا ندارد. چی نپوشیم تا حالا هیچ جا تبلیغ نکرده و از هیچ رسانه دیگری اعم از اپلیکیشن موبایل و... استفاده نمی کند و تنها درگاه های رسمی چی نپوشیم و نگارا همین وبلاگ در بلاگفا و صفحه اینستاگرام chi.napooshim است.

 

 پی نوشت 2:

 

عید چی بپوشم؟ چه جوری برای عید آماده شم؟

 

پی نوشت 3:

مشاوره تلفنی و ایمیلی برای عید

 

 


برچسب‌ها: کت و شلوار, ست کردن لباس آقایان, لباس مجلسی آقایان, انتخاب کت و شلوار
[ شنبه ۱۸ بهمن۱۳۹۳ ] [ 16:23 ] [ نگارا ] [ ]

 

سلام به همه

ممنونم ازدوستان عزیز و صبور من و چی نپوشیم که در 15 روز اخیر منتظر من موندند و من رو از مهر و محبتشون بی بهره نگذاشتند.

 من نمی تونم محبت و صبوری شما رو جبران کنم، اما حس می کنم کوچکترین کاری که از دستم بر میاد اینه که با نوشتن یک سفرنامه کوتاه یا بهتر بگم مشاهده نامه با تم آراستگی و استایل یا همون فشن نامه (!) براتون کمی از سفرم تعریف کنم.

 

سفر 15 روزه من به استانبول در دو بخش کاری و غیر کاری انجام شد. 10 روز اول که مخلوطی بود از کار و گذروندن یک دوره کاری و دادن 5 تا امتحان سخت رو من در استانبول تنها بودم و روزهام اینجوری می گذشت که صبح زود پا می شدم، آماده می شدم و صبحانه می خوردم و وارد جلسات می شدم و 6 بعد از ظهر پس از اتمام جلسات با کوله باری از مشق (!!) یا همون تکالیف انجام دادنی به شکل مقالات خوندنی و پروژه های فردی و گروهی و ... بر می گشتم به اتاقم در هتل که تا حدود ساعت 2-3 صبح اونها رو انجام بدم و برای روز بعد آماده شم! اینجوری بود که با داشتن اینترنت سرعت خفن و بدون محدودیت هتل و 2-3 جور وسیله الکترونیکی که همراهم داشتم، نا و رمق و وقتی برای رسیدگی به وبلاگ نمونده بود و مجبور شدم به گذاشتن چند تا پست کوتاه در اینستاگرام اکتفا کنم و هنوز هم با نهایت شرمندگی 50 تا سوال پاسخ نداده از پست قبل دارم.

 

بخش دوم سفر یا 5 روز آخر همسرم همراهم شد و این روزها رو صرف استراحت نسبی و تفریح/گردش/خرید کردیم. چون استانبول جزو شهرهاییه که از مراکز کوچک مد دنیا محسوب می شه و همین طور مردمش به خاطر همسایگی و هم دینی با فرهنگ ما تشابهاتی دارند، تصمیم گرفتم براتون از مشاهداتم چیزهایی بگم.

 

اول از همه عرض کنم که چتری های من بسیار پیروزمندانه موفق شدند یک تنه من رو در این سفر بدبخت کنند! یعنی یه چیزی می گم و یه چیزی می شنوید! باید قیافه من رو 6 صبح توی حموم هتل در حال سشوار کشیدن صدباره چتری های بی شعورم می دیدید!!! مهمترین دستاورد من از این سفر این بود که خودم بفهمم و به شما هم عرض کنم که چتری و مدل موهای خورد و لِیِر در هوای مرطوب می شه قاتل روح و روان و وقت شما! یعنی موهای لخت و صاف و نرم من در استانبول تبدیل شده بود به پنبه هایی شل و بی جون و آویزون وبسیار ضایع!

 

حالا درسی از خانمهای این شهر: موهای خانمها همه و همه یکدست بلند بود. یعنی اصلا مدل خورد و چتری و غیره وجود نداشت. اونهایی که موهای صاف یا فرِ خوش فرم داشتند موهاشون رو کاملا طبیعی دورشون می ریختند و اونهایی که موهاشون ذاتا مجعد یا وز یا نامرتب بود به کمک روشهایی که در آرایشگاهها متداوله، به خصوص صافی ژاپنی، موهاشون رو صافِ صافِ صافِ خط کشی می کردند. این از موها... در ضمن موهای همه باز بود. یک نکته هم که به چشم من اومد این بود که اکثرا موهاشون از موهای ما بلند تر بود. یعنی اکثر خانمهای ایرانی موهاشون حداکثر تا پایین کتفه حدودا ولی اینجا غالبا قد موها در فاصله بین کتف و کمر بود.

 

رنگ موها اکثرا طبیعی بود و از مشکی تا قهوه ای های روشن و تیره همراه با هایلایت های خیلی محو بود. اتفاقا می شد خانمهای ایرانی توریست رو از رنگهای زرد و خردلی تابلوی موهاشون و اینکه اعتماد به نفس باز گذاشتن موهاشون رو نداشتند و اکثرا موها توی کلیپس بود، مثل همه جای دیگه دنیا شناخت.

 

نکته دیگه در سبک لباس پوشیدن خانمهای استانبول بود که بسیار ساده پوش بودند و در این روزهای زمستونی به صورت متحدالشکل اکثرا یک شلوار جین تقریبا چسبون پوشیده بودند همراه با پولیور رنگی و بوتهای بلند ساده (تا زانو یا تا وسط ساق) که روی شلوارشون کشیده بودند. روی این ترکیب بعضی ها کاپشن یا کت چسبون که تا بالا یا اواسط باسن بود می پوشیدند که البته در ایران قابل اجرا نیست و گروه دیگه ای پالتو یا کاپشن بلند که تا زانو یا بالاتر از اون می رسید. جنس بوتها اغلب چرم بود و جیر و ورنی تقریبا دیده نمی شد. بوتها اکثرا تخت یا با پاشنه 3-5 سانتی بود و بوتهای خیلی تابلو و عجیب غریب زیاد استفاده نمی شد.

 

 

شال و کلاه معمولا شبها استفاده می شد. اما نکته جالب اینکه خانمهای استانبول معمولا شالها و کلاههای ساده بافتنی استفاده می کردند و این شال های رنگی یا کلاههای پف دار مدل کج و صاف و مثل در قابلمه و منگوله دار و... اصلا استفاده نمی شد. کلاه ساده بافتنی بی لبه، موهای باز بلند از زیرش پخش و زیرش هم شال ساده.

 

مهمترین لباسی که در خیابون دیده می شد و تهران کمتر دیده می شه، کاپشن بلند پف پفی البته با کمر جمع بود که به دلیل سرمای اونجا تنها گزینه ایه که جواب می ده و از تنوع رنگی و جنسی و مدلی اش در مغازه ها سرگیجه می گرفتم!

 

 

همین جا بگم که دوستانی که اهل خریدن لباسهایی با مارک مثلا زارا یا منگو و مشابهشون در تهران هستند، بدونن و آگاه باشند که به شدت سرشون داره کلاه می ره. من یکی از این کاپشنها رو در منگوی هایپر استار در تهران از اول فصل نشون کرده بودم، قیمتش 800 هزار تومن بود که نخریدم! دقیقا قبل از سفرم رفتم دیدم در حراج که به شدت آف خورده بود گذاشته بودند 530 هزار تومن ولی بازهم نخریدم و بالاخره دقیقا همون مدل رو (با مطابقت سریال کد) از استانبول و منگوی خیابون استقلال خریدم 300 هزار تومن که واقعا هم کیفیت خوبی داره و بسیار گرمه (من وحشتناک سرمایی هستم) و توش پرشده از پر غازه! یعنی اگر فقط کمی معتقد بودم، دیگه مطمئن شدم که هرگز نباید این طور مارکها رو از ایران خرید. می شه لباس ایرانی با کیفیت مناسب از ایران تهیه کرد یا در سفرهای خارجی این نوع لباسها رو خریداری کرد. اما امان از انصاف مغازه دارهای ایرانی....

 

خلاصه جونم براتون بگه که حسابی دلم براتون تنگ شد. امیدوارم این فشن نامه کوتاه رو به عنوان سوغاتی از من بپذیرید و اینکه به زودی سورپریز جالبی براتون دارم. منتظر باشید.

 

 پی نوشت:

من بخش نظرات این پست رو نمی بندم چون دلم براتون تنگ شده. اما هنوز 50 سوال امانت از قبل دستم دارم. می شه فعلا سوال جدید نپرسید تا اونها رو پاسخ بدم؟ مرسی!

 

پی نوشت 2:

من سوال دوستانی که به خواهش من بی توجهی کردند رو پاسخ نمی دم.

[ شنبه ۱۱ بهمن۱۳۹۳ ] [ 18:38 ] [ نگارا ] [ ]
 
 
نگارا جان مشکل عمده خانم های ایروونی کشته شدن اعتماد به نفسشون توسط خودشون و اجتماع اطرافشونه.چکار کنیم با هر حرفی داغون نشیم شما خودتون تجربتون رو در اختیار ما بذارید
من کل نت رو زیرو رو کردم. اگر میشه لطفا لطفا لطفا اگه امکان داره ی پست درمورد اعتماد به نفس بذار
 
 
 
یاسمن عزیز و دوستان دیگه
 
این اولین بار نیست که دوستانی از من درباره افزایش اعتماد به نفس و زیبایی درون، در کنار زیبایی ظاهری سوال می کنند. هر بار با خودم می گم و برای دوستان هم تکرار می کنم که این موضوع خارج از حیطه کاری این وبلاگه، ولی فکرش هی توی ذهنم وول می زنه که حالا که این همه دوستان به من لطف دارند و از من در این زمینه سوال می کنند، عقیده خودم رو بنویسم. بنابراین پستی که می بینید در ارتباط با زیبایی ظاهر نیست. امروز براتون می خوام بگم چه طور حال درونی خودتون رو بهتر کنید و اعتماد به نفستون رو افزایش بدید.
 
 
 اول تاکید می کنم که من پزشک، روانپزشک و روانشناس نیستم. تحصیلات و مطالعاتم هم در زمینه علوم اجتماعی نیست. من فقط یک نگارا هستم. آنچه خواهید خوند، فقط نظر و دیدگاه شخصی من درباره افزایش اعتماد به نفس برای خانمها است.
 
 
 
1. اشتغال
 
دوستان خوب و متاهل یا مجرد، چه دوست داشته باشیم، چه نه، بخش بزرگی از اعتماد به نفس آدمها رو استقلال مالی شون تشکیل می ده. چه مجرد باشیم و با خانواده زندگی کنیم، چه متاهل باشیم، وقتی به قول معروف دستمون توی جیب خودمون می ره، خیلی حالمون بهتره. بنابراین اگر دنبال افزایش اعتماد به نفستون هستید، دنبال کار بگردید.
 
بهترین حالت به نظر من بودن در اجتماع و کارکردن در خارج از خونه است، چون داشتن دنیای شخصی و خارج از دنیای خانواده و چهاردیواری خانه، افقهای ذهنی ما رو باز می کنه و حالمون رو خوب می کنه.  کسانی که به هر دلیلی نمی تونن خارج از خونه کار کنن، منظورم این نیست که شما عرف خانواده یا شهرتون رو زیر پا بگذارید، اما فکر می کنم بیشتر ما خانم ها، در ساده ترین حالت یک مهارت یا هنری داریم که از طریق فروش یا آموزش اون بتونیم پول در بیاریم.
 
بنابراین به توانایی هاتون فکر کنید و کاری کنید که درآمدی هر چقدر ناچیز برای خودتون داشته باشید. حتی اگر اون درآمد رو هزینه خونه و زندگی کنید و یک ریال از اون رو برای خودتون نداشته باشید، توانایی پول ساختن خیلی خیلی در داشتن روحیه و حال خوب و اعتماد به نفس بالا موثره. خودتون رو از دنیای خواهر شوهر و جاری و طلا و جواهر و کی چی گفت، کی چی پوشید، شوهر کی چیکاره است و... بکشید بیرون! افقهای ذهنی تون رو باز کنید. برای خودتون یک دنیای شخصی داشته باشید که در اون توانایی مراقبت از خودتون رو دارید.
 
 
 
2.  کلاس زبان رفتن
 
بله، لیستی که دارم براتون می نویسم یک لیست معمولی نیست! من قویا و واقعا معتقدم که ثبت نام در کلاس زبانِ خوب، خیلی خیلی برای تقویت روحیه خانمهای افسرده و خسته از روزمرگی زندگی موثره. شاید خیلی وقته یا اصلا کلاس نرفته اید. می شه قول من رو بپذیرید که اگر یک کلاس خوب مثل موسسه علوم و فنون کیش یا سفیر گفتمان برید، زندگی تون زیر و رو می شه و خیلی انگیزه پیدا می کنید؟
 
اگر متاهل هستید و یا در سنهای بالای 35، صبحها کلاس برید. اگر دانشجو یا مجرد یا کم سن هستید عصرها کلاس برید. اینجوری با همکلاسی هاتون بیشتر جور خواهید بود. تا جایی که برنامه تون اجازه می ده، روزهای بیشتری کلاس بگیرید. ترجیحا هر روز، نشد 3 روز در هفته، نشد 2 روز و حتی اگر نشد فقط یک روز آخر هفته... ولی این کار رو برای خودتون بکنید. کلاس زبان رفتن هم حال روحی شما رو بهتر می کنه و هم یک مهارت خیلی خیلی مهم بهتون آموزش می ده که در زندگی خیلی به کارتون میاد. چه برای اشتغال، چه برای تحصیل، چه برای موفق محسوب شدن در گروه فامیل و دوستان.
 
 
 
3. گرفتن گواهینامه رانندگی
 
بله، چه ماشین دارید ،چه ندارید. چه راننده شخصی دارید، چه همسرتون همه جا شما رو می رسونه یا نه، یکی از مهمترین مهارت های یک خانم و یکی از فرقهای بزرگ بین خانمهایی با اعتماد به نفس بالا و خانمهای وابسته و افسرده، رانندگیه. رانندگی یادبگیرید دوستان! یک روز مهم و لازم می شه. یک روز بالاخره ماشین می خرید. یک روز بالاخره همسرتون قبول می کنه که ماشین رو به شما بده.
 
شاید همین مهارت برای شما زمینه اشتغال رو فراهم کرد. شاید همین مهارت شما رو از یک مخمصه بزرگ نجات داد. گواهینامه بگیرید و خیلی زیاد تمرین کنید. بگذارید دست فرمونتون خوب بشه. مردها خانمهایی که خوب رانندگی می کنند رو تحسین می کنند. زنها به حال خانمهایی که رانندگی می کنند غبطه می خورند.
 
 
 
4. مطالعه کردن
 
منظورم هر کتابی نیست. کتاب درسی رو نمی گم. کتاب روانشناسی و خودشناسی رو نمی گم. کتاب علمی رو نمی گم. این کتابها جایگاه ارزشمند خودشون رو دارند. رمانهای کم ارزش عاشقانه بی سر و ته رو نمی گم. داستانهای پر از غلطهای املایی و انشایی بعضی سایتها رو نمی گم. این کتابها ارزش وقت شما رو ندارند. 
 
وقتی می گم مطالعه، منظورم مطالعه رمانهای ادبی و با ارزش جهانی و ایرانیه. آثار نویسندگان برجسته ایرانی و خارجی رو مطالعه کنید. آثاری که برنده جوایز ادبی شده اند رو مطالعه کنید. اجازه بدین ذهنتون با هزاران شخصیت و طرح و رنگ از آدمها آشنا بشه. اجازه بدین پیچیدگی های داستان ذهن شما رو شکل بده و شما رو از مسائل روزانه و روزمرگی های سطحی و بی ارزش دور کنه.
 
 
 
5. ادامه تحصیل
 
ببینید، من نه می گم اونهایی که تحصیلات بالایی ندارند، کار بدی کرده اند، نه می گم اونهایی که سطح خیلی بالایی از تحصیلات دارند، کار خوبی کرده اند. شاید خیلی ها با من موافق نباشند، اما نظر من اینه که ادامه تحصیل از چیزهاییه که به آدم حس با ارزش بودن و عزت نفس می ده. خوب؟ اما اونقدر هم زندگی تون رو وقف تحصیل نکنید که 1. هیچ بُعد دیگه ای از زندگی رو تا 30 سالگی تجربه نکرده باشید 2. هیچ مردی رو لایق قرار گرفتن در کنارتون ندونید.
 
اگر اصلا تحصیلات دانشگاهی ندارید، توصیه می کنم این گزینه رو بررسی کنید. دانشگاه رفتن خیلی خیلی حال درونی یک زن رو بهتر می کنه. حالا برعکس اگر مدرک دانشگاهی دارید، قبل از تصمیم برای ادامه تحصیل به همه جوانبی که گفتم فکر کنید. شاید اشتغال گزینه بهتری برای شما باشه. شاید ادامه تحصیل گزینه بهتری باشه. آگاهانه تصمیم بگیرید. فقط چون دخترعموتون ارشد یا دکترا می خونه، چند سال دیگه از عمرتون رو وقف تحصیل نکنید. عمر = جوونی =  فرصت های شغلی = تجربه روابط عاشقانه و ازدواج = سن مناسب برای بچه دار شدن و....
 
ادامه تحصیل بدید چون عاشق رشته تون هستید یا چون به مدرک بالاتر نیاز واقعی دارید و براش کاربرد دارید. برای ادامه دادن یا ندادن تحصیلتون آگاهانه و عامدانه تصمیم بگیرید و پاش وایسید.
 
 
 
6. تنهایی بیرون رفتن
 
شاید به نظر خیلی ساده بیاد اما من معتقدم یک زن موفق و دارای اعتماد به نفس بالا باید بتونه ساعاتی رو به تنهایی و در آرامش سپری کنه. باید بتونه بدون وصل بودن به شوهر یا بچه هاش، یا خواهرش، یا دوستهاش، ساعاتی رو با دل و ذهن خودش تنها باشه.
 
تنها بیرون برید. پیاده روی، خرید، حتی گردش، حتی برای خیابون گردی با ماشین. هفته ای یکی دوبار تنها به دنیا و شهرتون و مردم نگاه کنید. هوایی بخورید. برای خودتون خوراکی خوشمزه ای بخرید و بدون شنیدن نق نق هر چقدر دوست دارید پشت ویترین مغازه مورد علاقه تون بایستید.
 
وقتی با خودتون تنها باشید، می تونید افکارتون رو مرتب کنید و با حس و حال بهتری به سمت خانواده برگردید. می تونید لذتهای کوچیک یواشکی به خودتون بدید که لازم نیست در موردش به کسی توضیح بدید. تنها بودن در خانه هم مزایایی داره، اما تنها بودن در خیابون و پارک و مغازه هم خیلی خیلی حالتون رو بهتر می کنه.
 
 
 
 
دوستان عزیزی که تازه به جمع ما پیوسته اید، لطفا قبل از طرح پرسش وقت بگذارید و فهرست مطالب رو به همراه بخش پرسشهای زیر هر کدوم مطالعه کنید.
  

برچسب‌ها: افزایش اعتماد به نفس, اشتغال زنان, زیبایی درون
[ چهارشنبه ۱۷ دی۱۳۹۳ ] [ 15:52 ] [ نگارا ] [ ]

 

 

سلام دوستان

اول اومدم یک نکته درباره لیمو در اینستاگرام بنویسم، بعد دلم نیومد دوستانی که فقط اینجا هستند این نکته رو از دست بدن. بنابراین  تصمیم گرفتم مفصل تر و برای همه بنویسم.

 

لیموترش، به جز برای خوردن که خیلی خواص خوبی داره و به خصوص به دلیل ویتامین ث بالا از درون برای سلامت خودمون و پوستمون موثره، کلی هم کاربردهای موضعی روی پوست داره. لیمو یک لایه بردار و روشن کننده طبیعیه. می بینم که چشمهاتون برق زد! بله می دونم (و تایید نمی کنم) که خانمهای ایرانی خیلی خیلی دنبال روشن کردن پوستشون هستند. پس خوب گوش بدین.

 

>>> اول چند تا نکته:

 

یکی اینکه افرادی که پوستشون خشکه اصلا این روشها براشون مناسب نیست چون پوست به این روش کمی هم خشک می شه. پس اگر خیلی دوست دارید، حداکثر هفته ای یک بار.

 

دیگه اینکه استفاده از لیمو مثل همون قضیه مالیدن سرکه سیب رقیق شده روی پوست، برای کنترل چربی پوست و همین طور در کشتن بعضی از باکتری های مولد جوش موثره. بنابراین این کار برای افرادی که پوستشون چربه یا زیاد جوش می زنند مفیده.

 

نکته مهم اینکه لطفا زیاده روی نکنید. برای پوستهای چرب هم حداکثر یک روز در میون از لیمو استفاده کنید.

 

 

 

برای روشن کردن پوست چند مدل می شه لیمو رو روی پوست استفاده کرد.

 

می شه آب لیمو رو گرفت و با میزان مساوی آب مخلوط کرد و اسپری کرد روی پوست ( برای صورت مناسب نیست. برای دستها و بقیه بدن مناسب تره) و یک ربع بعد شست.

 

می شه رنده پوست لیمو رو مالید روی پوست، یک ربع دراز کشید و بعد شست.

 

یا می شه آب لیمو رو با پنبه مالید به صورت.

 

حالا جالب ترینش رو بگم که می خواستم امروز در اینستاگرام بذارم:

 

 

یک لیمو رو نصف کنید، بدون آب گیری یا فشردن از طرف صافش بمالید روی پوست. بعد از فاصله 30-40 سانتی یک سشوار رو روی کمترین درجه به سمت پوستتون بگیرید. 3-4 دقیقه که موند پوست رو بشورید.

 

>>> نکته مهم درباره همه این موارد:

 

لیمو یا آبش توی چشمتون نره. روی زخم یا بریدگی نمالید که حسسسسسابی می سوزید.

 

در دوره استفاده از آب لیمو یا هر روشن کننده دیگه ای، حتما هر روز ضد آفتاب بزنید و صورت رو از آفتاب محافظت کنید.

 

و کلام آخر:

 

اگر بعد از استفاده از این روشهای پوستتون حس زیادی خشک شدن رو داشت، به پوستتون عسل بمالید و بعد از 20 دقیقه بشورید.

 


 

پی نوشت 1:

دوستانی که عضو اینستاگرام نیستند با استفاده از این لینک می تونن پیج اینستاگرام چی نپوشیم رو مثل هر صفحه دیگه ای در کامپیوتر معمولی ببینند:

http://instagram.com/chi.napooshim/

پی نوشت 2:

کلیک: برای از بین بردن تیرگی زانو و آرنج و کشاله ران چه کنم؟

کلیک: فهرست مطالب


برچسب‌ها: مراقبت از پوست, برطرف کردن تیرگی پوست, روشن کردن پوست, کاربرد لیمو
[ دوشنبه ۸ دی۱۳۹۳ ] [ 18:11 ] [ نگارا ] [ ]

 

اولا ، مبارکه! امیدوارم بارداری بی خطر و راحتی رو سپری کنید.

 حالا بیایم توی اینکه چی بپوشیم؟

 

 

بارداری رو معمولا به سه دوره سه ماهه یا ترایمستر تقسیم می کنند.

 

سه ماه اول:

 

 

 

من بیشتر اینجوری دیده ام که خانمها به دلایل مختلف از جمله خجالتی بودن، نگرانی ریسک بالای سقط، سابقه سقط های قبلی و... دوست دارند تا پایان سه ماهه اول صبر کنند و بعد خبر بارداریشون رو عمومی کنند. یعنی در سه ماهه اول هیچ کس جز نزدیک ترین نزدیکان یا شاید حتی فقط پدر و مادر جدید از بارداری خبر ندارند.

یه گروه دیگه ای هم هستند که مشکلی با اعلام بارداری ندارند، اما چون هنوز شکمشون خیلی خیلی کوچیکه، دلیلی هم برای پوشیدن لباسهای مخصوص بارداری ندارند.

برای این دسته از خانمها، پوشوندن شکمشون و نشون ندادن بارداری، همزمان با بی دلیل چاق به نظر نیومدن و فقط راحت بودن و فشار نیومدن به شکم، می شه اولویت اول در لباس پوشیدن.

  

 

>>> چی نپوشیم؟

 

بلوز های خیلی تنگ و چسبون رنگهای روشن، شلوارهای چسبون و تنگ، ساپورت یا لگینگ، لباسهای نایلونی و استرچ، تونیک های چسبون روشن

 

>>> چی بپوشیم؟

 

 بلوزهای بالاتنه کوتاه کم چین، بلوزهای یقه شومیز، بلوزهایی با طرح های شلوغ، شلوار دمپا گشاد، تونیک های نسبتا گشاد تیره رنگ، لباسهای لایه لایه (مثلا تاپ و ژاکت سبک روش، یا تاپ و کت)، دامنهای فون، ترک و هر نوع دامن A شکل، مانتوهای مدل کتی، مانتوهایی با دامن فون و خطوط عمودی

 

نکته کنکوری:

افراد غیر باردار سیب شکل و کلا اونهایی که شکم دارند هم از این قانونها می تونن استفاده کنند. و شما هم از قانونهای مربوط به سیب ها می تونین استفاده کنین.

 

 


 

  سه ماه دوم:

 

 

 

در این دوره خیالتون از موندنی بودن بیبی جمع شده و دیگه خبر خوش رو به همه داده اید. در ضمن از نظر ذهنی و روحی با این تغییر کنار اومده اید و دیگه خجالت نمی کشید کسی بفهمه که باردارید. دیگه اینکه چون سه ماه برای اعلام خبرتون صبر کرده اید و برای گروهی از خانمها این سه ماه با ویار و حالت تهوع ناجوری گذشته و خلاصه وارد دوره خوشی بارداری شده اید، دیگه دوست دارید یه جورهایی برآمدگی اندک شکم رو بزرگ کنید. در این دوره وزنتون دیگه داره بالا می ره و کلا اولویت خانمها در سه ماهه دوم اینه که بارداریشون پیدا باشه تا هم لذتش رو ببرند و هم همه رعایتشون رو بکنند. در این دوره خانمهایی که همیشه از لاغری بالاتنه ناراحت بوده اند، دوره خوش پر شدن کاپ لباس زیرها و لباسهای زیبا رو تجربه می کنند!

 

 

 

>>> چی نپوشیم؟

 

لباس زیر های تنگ با کاپ کوچیک که سینه ها از بالا و پهلوهاش بد شکل و تیکه تیکه بزنه بیرون، یا با بند دور کوچیک که پشت تیکه تیکه از بالا و پایین بندش بزنه بیرون، یا از اون هم بدتر با بند دور گشاد که از پشت بره بالای کتف وایسه و سینه ها رو ساپورت نکنه. آستینهای گشاد و لباسهای از بالا گشاد یا چیندار از بالای سینه

 

>>> چی بپوشیم؟

 

شلوارهای مخصوص بارداری (قسمت بالا و جلوی شکمشون کش پهن داره و قابلیت تغییر سایز شکم و کمر داره) دمپا گشاد و از بالا گشاد، انواع لباسهای کیپ بدن و کشی که فرم شکمتون رو به وضوح نشون بده ولی لاغری بقیه بدن رو هم نشون بده ، پیراهن و بلوزهای چپ و راستی، لباسهای استرچ که شکم رو جا بدن اما برای بقیه هیکل بزرگ نباشن، سارافن و پیراهن های بالاتنه کوتاه و لباسهایی که زیر سینه چین می خورند، مانتوهای چپ و راستی استرچ و ریون با آستین های تنگ

 

نکته کنکوری:

از این لحظه تا پایان شیردهی که به خاطر هورمون ها سینه ها بزرگتر و سنگین تر هستند، اگر با لباس زیر مناسب و همیشگی در زمان بیداری (کاپ و بند دور سایز مناسب و بند روی شانه ضخیم و سفت)، و توجه به فشار آوردن یکسان از دو طرف به سینه مثلا وضعیت قرارگیری زمان خواب، و توجه به شیردهی یکی در میون، سینه ها رو ساپورت کردین، کردین. اگر نه، بدونید و آگاه باشید در یکی دو سالگی فرزندتون سینه هایی شل و آویخته و خالی و بعضا تا به تا خواهید داشت.

 

 


  

سه ماه سوم:

 

 

حالا دیگه وارد دوره ای شده اید که علاوه بر اضافه شدن هر چه بیشتر وزن و بالاتر اومدن برجستگی شکم، خودتون هم روز به روز خسته تر و سنگین تر و کلافه تر می شین و شکمتون کم کم دست و پاگیر شده. در این دوره اولویت اصلی راحتی، بسته به فصل خنک بودن و هواخوردن، سبک بودن لباس و از نظر زیبایی نشون دادن برجستگی شکم و ایجاد فاصله و تفاوت بین سینه و شکمه چون نمی خوایم شبیه یک کوه بزرگ به نظر بیایم. در ضمن دیگه پوشوندن و قایم کردن بارداری هم معنایی نداره بنابراین دست از پوشیدن لباسهای تیره بر می داریم.

 

 

 

 

>>> چی نپوشیم؟

 

لباسهای تنگ و نایلونی، لباسهای کمر دار یا زیپ دار و دکمه دار، لباسهای از بالا گشاد و چیندار که فرورفتگی بین سینه و شکم رو نشون نمی دن و آدم رو مثل یک کوه بزرگ نشون می دن، لباسهای با طرح ها و رنگ های خیره کننده و شلوغ، گل و طرح های شلوغ و درشت، انواع پانچو و مانتوهای خفاشی و از بالا گشاد (نمی خوایم یک دوک نخ ریسی بزرگ به نظر بیایم، می خوایم یک آدم شیک با شکم برجسته به نظر بیایم)

 

>>> چی بپوشیم؟

 

پیراهن های گشاد و بلند، دامنهای گشاد با مانتوی کوتاه، پیراهن و بلوزهای بالاتنه کوتاه که فرورفتگی بین سینه و شکم رو نشون بدن، رنگهای آرامش بخش مثل سفید، آبی کمرنگ، سبز کمرنگ، صورتی کمرنگ، طرحهای ساده و تکرنگ یا طرحهای هندسی ریز، مانتوهای خوش مدل معمولی با بالاتنه گشاد که روی شکم چین می خورند، در فصل گرم بلوزهای کوتاه با شلوار جوری که شکم بیرون بیفته هم جالب و بامزه است.

 

نکته کنکوری:

بیشتر خانمها فکر می کنند برای اینکه موقع به دنیا اومدن بچه و خستگی هایی که با خودش میاره راحت باشند، بهتره موهاشون رو کوتاه کنند. در حالیکه موی کوتاه برای اوکی به نظر اومدن کم دردسر نداره. موهای حدود شانه تا کتف با چتری راحت ترین نوع مو برای نوزاد داریه چون توی چشمتون نمیاد و دردسری هم نداره. به سادگی با یک تل یا کش پشتش جمع می شه و چه صاف باشه چه وز چه مجعد چه فر خوب به نظر میاد.

 


 

کلیک: موقع بارداری در مجالس و مهمانی ها چی بپوشم؟


برچسب‌ها: لباس بارداری
[ دوشنبه ۱ دی۱۳۹۳ ] [ 22:58 ] [ نگارا ] [ ]

 

 

امروز می خوام براتون درباره تقویت و حفظ شفافی و براقی مو بگم.

 

خشکی و سردی هوا در فصل زمستون، استفاده از دوش آب داغ، مالیدن شدید مو با حوله بعد از حموم، شونه و برس کشیدن روی موی خیس، خیلی خیلی نزدیک نگه داشتن سشوار، زیاد سشوار کشیدن یا زیاد اتو کردن مو اون هم روی درجه های داغ، رنگ، مش، دکلره و مواد شیمیایی قوی همه عواملی هستند که به موها صدمه می زنند. یکی اینکه ساقه مو رو نازک و شکننده می کنند و دیگه اینکه براقی مو رو از بین می برند و مو رو کدر می کنند.

 

فعلا می خوایم در مورد عادتهای صحیح در نگهداری از مو صحبت کنیم. پس یک بار دیگه برید بالا و عادتهای غلط رو با دقت بخونید!

 

مو یک بافت مرده است. یعنی جز پیاز یا ریشه مو، بقیه قسمتهای مو سلولهای مرده محسوب می شن. برای همین وقتی موهامون رو قیچی می کنیم، دردمون نمیاد! رویی ترین لایه مو کیوتیکل یا همون کوتیکول هست که به صورت پولک پولک یا فلس فلس کل سطح رویی مو رو پوشونده. راز براقی مو در اینه که کیوتیکل ها رو بخوابونیم یا ببندیم! یعنی مویی که کیوتیکل های سطحش صاف خوابیده باشه روی سطحش براق تر به نظر میاد از مویی که کیوتیکل هاش تیز تیز وایساده و زده بیرون (البته در حد میکروسکوپی).

 

 

یکی از مهمترین براق و شفاف کننده های مو آب سرده. البته منظورم این نیست که توی این سرما برین دوش آب سرد بگیرین که سینه پهلو کنین ها! منظورم اینه که اولا فقط تا حدی که لازمه آب دوش رو گرم کنید و ثانیا وقتی دوشتون تموم شد به اندازه چند دقیقه آب رو سرد کنید (بدنتون رو بکشین کنار) و موهاتون رو بگیرید زیر آب سرد (فرق سرتون رو نه) و بگذارین ساقه مو جمع و منقبض بشه و کیوتیکل ها صیقلی و صاف بخوابند کنار هم.

 

یه نکته مهم اینه که بعد از این حالت آرامش و ریلکسی که به موهامون دادیم، برنداریم با حوله بیفتیم به جون موهامون و تا می تونیم بچلونیم و بمالونیمشون! نه دیگه، موها رو به آرومی توی حوله فشار بدین. همین.

 

اونهایی که موهاشون چربه می تونن آخر حموم و بعد از انجام همه کارها یک لیوان آب سرد رو که توش 2 قاشق سرکه سفید ریخته اند روی سرشون بریزند. حالت اسیدی سرکه برای خنثی کردن شوینده ها و شامپوهای خیلی قلیایی و برای از بین بردن چربی موها مفیده.

 

یک نکته مهم دیگه انتخاب شامپوئه. سعی کنید شامپو با موهاتون مهربون باشه. شامپوهای خیلی قوی رو به جز شرایط خاص استفاده نکنید. خیلی از شامپوهای زیادی ارزون، تمام رطوبت و چربی های لازم موها رو از بین می برند. اگر موهاتون چرب نیست یا اگر موخوره و وز دارید، حتما آخر کار به موهاتون نرم کننده مرغوب بزنید. در ضمن اگر کف سرتون چربه ولی موها خشک یا وز، نرم کننده بزنید اما از 10 سانت پایین تر از کف سر. برای خودتون شامپوی جدا بخرید. اگر شامپوتون با پدرتون یکیه، حتما یک نگاه عاقل اندر سفیه به تفاوتهای موهای خودتون و پدرتون بندازین!

 

 

یکی دیگه از عادتهای غلط ما اینه که خیلی خشن و خرت خرت برس رو می کشیم به موهامون و فکر می کنیم هر چی خرت خرت بلند تری بکنه، یعنی داره مراقبت بهتری از موهامون می شه!!! لطفا آروم و با محبت موها رو شونه یا برس بکشید. اگر گره خورده با حرکات آروم و کوتاه از سمت نوک مو تا کف سر رو به پایین بکشید.

 

وقتی موها رو سشوار می کشیم هم چند تا نکته رو باید رعایت کنیم. اولا در سشوار های معمولی و خودمونی، هر چی کمتر می تونیم مواد به موهامون بزنیم. ثانیا، سشوار رو خیلی نزدیک نگیریم یا روی یک نقطه ثابت نگه نداریم. سشوار رو باید تقریبا مثل بادبزن هی روی موها تکون داد. در ضمن سشوار رو از جهت سمت پوست سرتون به جهت پایین نگه دارید، نه برعکس. این کار کمک می کنه کیوتیکل ها یا همون پولک پولک ها روی سطح مو بخوابند و موها براق و شاداب بشه. در ضمن سعی کنید حرارت رو زیاد بالا نبرید و اگر سشوارتون دکمه خنک کننده یا خاموش کننده حرارت داره، آخر کار 5 دقیقه باد خنک به موهاتون بزنید که موها براق تر بشه. من خودم تصمیم گرفته ام خیلی روی این قضیه در خودم تغییرات ایجاد کنم و می خوام تا لازم نیست موهام رو براشینگ نکنم.

 

راستی! نکته کنکوری! اولا که سالم ترین راه خشک شدن مو، طبیعی و بدون سشواره، اما اگر مثل من طاقت سرما رو ندارین، اقلا یک ساعت بعد از حموم موهاتون رو توی حوله نگه دارین بعد سشوار بکشین که رطوبت تا حد ممکن گرفته شده باشه و زمان و حرارت کمتری لازم باشه. در ضمن بهتره موی داغ رو شونه و برس نزنید. یعنی بعد از خشک کردن موها پاشین برین یه ربع دیگه بیاین موها رو برس نهایی بکشین یا حتی دوباره سشوار رو برای براشینگ روشن کنید.

 

 

آخرین نکته که خیلی هم مهمه، تغذیه موئه. ببینید، این روزها به خاطر تبلیغ های زیادی که می شه همه فکر می کنند باید موها رو با شامپو و لوسیون و سرم و تونیک و غیره تغذیه کنند. این تا حدی درسته و تا حدی نادرست.

 

چیزهایی که می خوایم برای ساقه مو بیفته مثل از بین بردن وز و خشکی و شکنندگی مو و یا ریختن مو بر اثر شکستن ساقه ها، شوره، مو خوره، کنترل چربی سر و.... رو باید همین طور که همه فکر می کنند با محصولاتی مثل شامپو و سرم و ماسک و... به دست آورد.

 

اما چیزهایی که می خوایم برای ریشه مو اتفاق بیقته مثل جلوگیری از ریزش از ریشه، پرپشت کردن و تقویت موها و چیزهایی از این دست رو باید از درون و با تغذیه سالم و استفاده از مکملهای غذایی یا همون ویتامین ها و املاح به دست آورد.

 

بارها گفته ام، بازهم می گم، اگر موهاتون از ریشه می ریزه، توصیه اول پزشک ها خوردن قرص آهنه.

مصرف ویتامین A، فولیک اسید و خانواده بزرگ و مهم ویتامین های B خیلی خیلی به سلامت موها کمک می کنه. قرص زینک (روی) در حفظ سلامت پوست و مو خیلی موثره.

برای اینکه صد تا قرص نخورید، یه مولتی ویتامین خوب و مرغوب بخرید که همه اینها رو یک جا داره و هر روز بخورید. اگر مشکل یا بیماری خاصی ندارید، خوردن مولتی ویتامین بدون نسخه پزشک هیچ ضرری برای شما نداره و همه جای دنیا مولتی ویتامین ها رو بدون تجویز پزشک می فروشند. به تجربه من مولتی ویتامین های مولتی دیلی Multi Daily و مولتی کامپلیت Multi Complete از مارک نیچرمید و مولتی ویتامین ول ومن Wellwoman، سه تا از بهترین تامین کننده های نیازهای شما هستند که می تونید بر اساس قیمت بینشون انتخاب کنید. اگر باردار هستید یا احتمال بارداری تون هست، با مشورت پزشک از مولتی ویتامین های پرینِیتال Prenatal استفاده کنید.

 

مصرف پروتئین (گوشت، مرغ، ماهی، تخم مرغ، لبنیات) خیلی خیلی برای سلامت مو مهمه.  لطفا به تغذیه تون توجه کنید. بدنتون به پروتئین نیاز داره. مو کلا از پروتئین ساخته شده. مواد غذایی دیگه که در سلامتی مو موثر هستند:

اسفناج، کلم بروکلی، قارچ، جگر، موز، عدس، لوبیا، لوبیا سبز، آب گوجه فرنگی و غلات سبوس دار مثل برنج و گندم

 

تجربه نگارا:

 در انتخاب نان توجه کنید که هر چی تیره تر و خشن تر باشه با اینکه خیلی خوش خوراک نیست، سالم تره. نان های سبوس دار مثلا تست سبوس مارک سه نان، نان روگن، انواع نان جو و گندم کامل برای سلامتی مو و همین طور حفظ سلامت دستگاه گوارش و کنترل اشتها موثر هستند. در ضمن علاوه بر برنج معمولی، سعی کنید برنج قهوه ای رو هم برای حفظ سلامت در برنامه غذایی تون بگنجونید. البته بگم، برنج قهوه ای رو نمی شه مثل برنج معمولی با خورش و غیره خورد. باید جدا درست کنید و مقدار کمی مثل یه جور دور چین کنار غذاهای گوشتی و غیره بگذارید. توجه کنید که برنج قهوه ای تقریبا یک و نیم برابر بیشتر از برنج سفید آب و زمان برای پختن لازم داره و اصولا کمی شفته می شه!

 


برچسب‌ها: مراقبت از مو, موی براق, موی شفاف, تغذیه و مو, ویتامین ها و مو
[ چهارشنبه ۱۹ آذر۱۳۹۳ ] [ 13:16 ] [ نگارا ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

خوش اومدید.


چی نپوشیم؟

چی رو با چی بپوشیم؟

چی رو با چی نپوشیم؟


من راهنماییتون می کنم.



>>> از کجا شروع کنیم؟

ستون سمت راست «جدید ترین مطالب» رو به شما نشون می ده.

بعد از خوندن مطالب ستون سمت راست این صفحه، لطفا از منوی سمت چپ برای خواندن مطالب قبلی استفاده کنید.

«فهرست مطالب» یا «دسته بندی موضوعی» می تونه به شما کمک کنه که بیش از 110 مطلب که در این وبلاگ موجوده رو مطالعه کنید.


حتما بعد از خوندن هر مطلب به «بخش پرسش و پاسخ» زیر اون مطلب برین. بخش پرسش و پاسخ مجموعه بسیار مفصلی از سوال و جوابه. خوندن این 15 هزار و اندی پرسش و پاسخ رو شدیدا توصیه می کنم. هم سرگرم کننده است و هم خیلی از سوالهاتون اونجا جواب داده شده.


>>> بعد از اینکه همه مطالب و پرسشها و پاسخها رو مطالعه کردید، سوال هاتون رو می تونید در «بخش پرسش و پاسخ آخرین مطلب» برای من ثبت کنید.

قبل از پرسیدن سوال، از دکمه جستجو در بخش پایینی همین ستون استفاده کنید.

موقع ثبت سوال حتما تیک ثبت نظر خصوصی رو بردارید. من به سوالاتی که به شکل خصوصی طرح بشن پاسخ نمی دم. سوال و جواب برای استفاده همه است.

تعداد پرسش ها و نظرات بسیار زیاده. من هر سوال رو تا یک هفته بعد پاسخ می دم. لطفا بعد از طرح سوالتون صبور باشید. برای پیدا کردن جوابتون باید به بخش نظرات آخرین مطلب مراجعه کنید.

طرح پرسش جدید هر از گاهی به دلیل حجم بالای پرسشها غیر فعال می شه. اگر با این شرایط مواجه شدید، چند ساعت بعد، یا روز بعد مراجعه کنید.

چی نپوشیم در اینستاگرام Chi.Napooshim

زیبا باشید!
سرویس ویژه چی نپوشیم؟
تبلیغات در چی نپوشیم؟
جستجو در مطالب
آمار