یه اصطلاحی توی زبان انگلیسی هست که می گه مثلا: I've fallen off the wagon. یعنی : من از روی قطار افتاده ام پایین!  معنی این اصطلاح اینه که من سهوا و به دلیلی از عادتهای خوبم یا برنامه ریزی های خوبم عقب و جدا افتاده ام.

 

امروز می خوام براتون راجع به زمانهایی که از قطار پایین می افتیم صحبت کنم. بعضی از ما کلا برنامه ریزی نداریم و زندگی رو به حالت هرچه پیش آید، خوش آید جلو می بریم. بعضی دیگه، برنامه ریزی زیاد می کنیم ولی بعد از دو، سه روز از قطار می افتیم پایین و قطار می ره و ما جا می مونیم. اما بعضی دیگه از ما، معمولا قطار عادتهامون سرِ موقع و مرتب و طبق برنامه از این ایستگاه به اون ایستگاه حرکت می کنه. بیشتر اوقات در حال رسیدگی به خود و اولویت هامون هستیم و زندگی رو به سمت جلو هدایت می کنیم.

 

هنر ویژه ای هم نیست ها! اما مثلا من معمولا حس می کنم جزو این دسته از آدمها هستم. برای بیشتر کارهام برنامه ریزی دارم. حواسم به خودم، پوستم، ناخنهام، وزنم، میزان فعالیتم، کارهای خونه ام، کارهای سایتم، شغلم، مشاوره هام، مطالعه ام و... و... هست. هیچ هم قصد ندارم پز بدم. صبر داشته باشین و به خوندن ادامه بدین!

 

نمی دونم شما تا حالا اسباب کشی کرده اید یا نه، یا اینکه به عنوان خانم خونه اسباب کشی کرده اید یا نه. چون تا وقتی شما فرزند خونه باشید، اسباب کشی یه جور تفریح و مسافرت هیجان انگیز و بامزه است. من یک بار در 18 سالگی تجربه اش کرده ام. اصلا نفهمیدم چی شد. فقط گربه جونم رو بغل کردم و رفتم توی ماشین نشستم و رفتم خونه جدید. (گربه ام چند سال بعد مُرد. لطفا سوال نکنید!)

 

در هر حال، به من اینجوری گذشت که حدود 20 روز قبل از اسباب کشی برنامه جابه جایی ما قطعی شد و من که از همسرم وقت بیشتری در خونه دارم (مخصوصا ننوشتم وقت آزاد بیشتری!) شروع به جمع آوری و خرید کارتن، نایلون محافظ حبابی، روزنامه، طناب، سلفون، چسب پهن و ... کردم و بعد مشغول به جمع آوری لوازم شدم. دردسرتون ندم. من هر روز 8-10 ساعت از صبح تا شب بسته بندی می کردم و تموم نمی شد! شاید چون من و همسرم بچه سالهای جنگ هستیم انقدر چیز دور و برمون جمع کرده ایم! چون از قحطی در رفته ایم!

 

القصه... 73 تا کارتن و 19 بسته کتاب بعد از این ماجرا، من به خودم اومدم و دیدم که اوووووه... قطار برنامه ها و رسیدگی به خودم و زندگی ام دووووووررررر شده، نقطه شده و از دور دودش به سختی پیدا است.

 

اول از همه دستهام! دستهای قشنگم! دستهام که خیلی دوستشون دارم و همیشه آراسته و مرتب نگهشون می دارم. ناخنهای قشنگم! دستهام شبیه دستهای خانمی شده بود که سالهاست سر چهار راه فال می گیره. پوست دستم خشک خشک، دور تا دور ناخنهام تَرَک خورده و جویده شده، همه ناخنها شکسته، جا به جای پوستم کهیر زده و در حال خارش از گرد و غبار. دست ورم کرده از اینکه که هزار بار باهاش طناب دور کارتنها رو کشیده و محکم کرده بودم و گره زده بودم. دستهای یک ملوان! روزهای اول با اینکه دستکش دستم می کردم هی لاکم پاک می شد و من هر شب برای اینکه اثبات کنم خیلی شیکم، دوباره لاک صورتی نئونی ام رو می زدم! چند روز بعد متوجه شدم اینجوری نمی شه و لاک صورتی خیلی کمرنگ صدفی زدم که وقتی سرش پاک شد، تا یکی دو روز خیلی پیدا نباشه. روزهای آخر لاک که پاک شده بود هیچ، اصلا نمی دونستم لاک یا کرم دور ناخنم، یا کرم های دستم، یا وازلین لعنتی یا اصولا هر جور چیزی کجا است و اصولا من کی هستم و اینجا کجاست!

 

پوست صورتم از کار کردن بین گرد و غبار، چِرک مُرد شده بود. اصلا باید می رفتم سر خیابون فال می فروختم! چند تا جوش بزرگ روی گونه ها و پیشونی! جون و فرصت و اراده آرایش تعطیل! لباسهای قشنگ و علاقه به پوشیدنشون جمع و بسته بندی شده! کپه کپه مویی که می ریزه و میاد توی دستم و من حتی حال ندارم فکر کنم قرصهای تقویتی متعددم کجاست!

 

هفته آخرِ اون خونه و هفته اولِ این خونه، نه جونش بود، نه اعصابش، نه اراده اش، نه سبزیجات و موادش که بخوام غذای رژیمی درست کنم. انقدر فست فود و پلو توی پلوپز و تون و... خوردیم که وزنم 4 کیلو رفت بالا! خوبه تا بعدتر اصلا ترازوم دم دستم نبود. تقویمم هم نبود. شعور و عقل و اراده ام هم نبود! پس مهم نبود!

 

شب آخر که فردا صبحش قرار بود باربرها با کامیون بیان، نصف شب در حالی که هنوز هزار کار مونده بود، از شدت استخون درد، کتف درد، شانه درد، گردن درد، کمر درد و بیحسی اعضاء و جوارح(!) روی کف کثیف آشپزخونه به حالت سجده ی لهیده با دستهای دراز و گونه روی زمین در اومدم و نییییم ساعت همون جوری افتادم و به هیچ چیز جز قطاری که هیچ خبری ازش نبود، فکر نکردم. انقدر خودم رو سرزنش کردم که اجازه داده بودم بی ریخت و داغون و شلخته و چاق بشم که کم مونده بود همون جا جان به جان آفرین تسلیم کنم! داشتم دق می کردم از زشتی و خستگی! تا اینکه همسرم بالاخره من رو توی اون نقطه و وضعیت فجیع پیدا کرد و حسابی دلداری ام داد؛ که مهم نیست اگر کارها تموم نشه. که فوقش روز بعدش یه وانت دیگه می گیریم. که خودم و خودمون از همه چیز مهم تریم. که دوباره به خودم می رسم، آرامش پیدا می کنم و خوشگل می شم.

 

امید! امید! اگر امید نبود، ما آدمها نبودیم! «زن چاق» عزیز و دوستان دیگه ای که چاق شده اید، به خودتون نمی رسید، از خودتون متنفرید، از اراده نداشتنتون متنفرید، از اینکه به خودتون نمی رسید خسته اید... در بدترین لحظات، امید رو ته دلتون پیدا کنید.

 

من همون جا در حالت سجده لهیده ویژه ای که داشتم، خودم رو بخشیدم. خودم رو بخشیدم که به خودم کم رسیده بودم. به خودم اوکی دادم که فرداش لباس بی ریخت ست نشده بپوشم، آرایش نکنم و جلوی دوست همسرم که می اومد کمکمون شبیه کارگر ساختمون باشم! به خودم اوکی دادم که نتونم همه چیز و همه کار رو با هم انجام بدم. به خودم اجازه دادم چند روز با خیال راحت به خودم نرسم و داغون و بی ریخت باشم و یکی دو کیلوی دیگه چاق بشم.

 

حس خوبی بود. یا باید همون لحظه سرم رو می گذاشتم می مردم، یا باید خودم رو می بخشیدم و ریشه عذاب وجدان خانمان سوز رو می خشکوندم. و من این دومی رو انجام دادم. پا شدم. در عین شلختگی بقیه کارها رو کردم. صبحش با قیافه چرک مُرد جلوی دوست همسرم ظاهر شدم. با باربرها سرو کله زدم. در هفته بعدش یک خروار پلو و ساندویچ و پیتزای دیگه خوردم.

 

به محض رسیدن به خونه جدید اولین کارتنهایی که باز کردم لوازم آرایشی بهداشتی و کارتن داروها بود. در عرض یک هفته شروع به خوردن مجدد قرصهای تقویتی و ویتامین ها کردم. هر شب مثل سابق و بیشتر از قبل به دست و صورت و دور چشمم کرم و روی جوشهام دارو زدم. شامپوهای مختلفم رو درآوردم و حسابی موهام رو صفا دادم. روزی چند بار ناخنهای دست و پام رو با کرم های مختلف و وازلین ماساژ دادم. برای کهیر های دستم پماد تهیه کردم و هر کاری که نمی شد با دستکش انجام داد رو هم با دستکش انجام دادم، هر چند که بیشتر طول کشید. تقویمم رو پیدا کردم.

 

شب اول لاک سرخابی ام رو دوباره زدم و به دستهای شترگاوپلنگم خندیدم. انگار که فال فروش سر خیابون لاک بزنه و بخواد بره عروسی. سر یک هفته رفتم سبزیجات خریدم و چسبیدم به رژیمم. حلقه هولاهوپم رو سرهم کردم و توی فضای تنگ بین کارتنها ورزش کردم. کارهای خوب کردم و به خودم ستاره دادم.

 

قطار من که رفت، من از اون قطار جا موندم. اما دارم برای خودم تکه تکه یک قطار جدید می سازم. هر روز واگنهای جدیدی درست می کنم و به قطارم اضافه می کنم. دیگه چیزی نمونده که قطارم به اندازه و ابهت و زیبایی قطار قبلی برسه. همه برنامه ها برگرده سر جاش. من دوباره بشم همون نگارای قبلیِ سوار بر قطار تندرو. چیزی نمونده! خوشحالم که اون شب دست از سر خودم برداشتم و نمردم!

 

شما دوستان چی؟ تو که چاق شده ای؟ تو که سالهاست برای خودت چیزی نخریده ای و به خودت نرسیده ای؟ تو که زندگی ات در نگهداری از فرزند دلبندت خلاصه شده و برای دل خودت هیچی نمونده. تو که در درس یا کار غرق شده ای و مدتهاست می گی یه روز به خودم می رسم؟ تو که آرایش یا کرم زدن رو جنبه ای از دلخوشی و رفاه می دونی که الان توی زندگی ات نیست؟ تو که منتظری بالاخره شنبه بیاد و رژیم بگیری؟ تو که از زبون اطرافیان در امان نیستی و دلت نمی خواد هیچ جا بری و هیچ کس رو ببینی؟ تو که دلت می خواد برگردی به پنج سال و ده سال قبل وقتی خوش تیپ و خوش هیکل بودی؟

 

تو و تو و تو! بیاین برام بنویسین که می خواین چقدر به خودتون فرصت بدین تا قطار جدیدی بسازین و چه کارهایی باید بکنین که بهش برسین. این قدم اوله. قدم اول رو با من بردارین!

 

[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 20:25 ] [ نگارا ] [ ]

 

دوستان سلام

 

باز شد! باز شد! چقدر دلم براتون تنگ شده بود!!!!

 

از همه تون ممنونم که دنبال من گشتین و نگران من و چی نپوشیم شدین و دلتون برامون تنگ شد!

 

ازتون ممنونم که برای پیدا کردن من وبلاگ تاسیس کردین و با کارآگاه بازی دنبال من گشتین! 

 

ازتون ممنونم که کلی گوگل و سایتهای مختلف رو سرچ کردین دنبال چی نپوشیم؟

 

می دونم خیلی هاتون نتونستین چیزی پیدا کنین و کلی نگران موندین. ازتون ممنونم.

 

خیلی هاتون من رو پیدا کردین و بهم دلداری و امید دادین تا کارهای رفع فیل*تر رو پی گیری کنم. ازتون ممنونم.

 

خیلی هاتون باور نکردین که چی نپوشیم 2 که برای خبر رسانی باز کردم واقعی باشه، اما با نگرانی سر زدین ببینین چی می شه. ازتون ممنونم.  

 

خیلی هاتون سعی کردین مطالب و نکات قبلی رو که یادداشت کرده بودین برام جمع آوری کنین که بتونم دوباره سر پا شم. ازتون ممنونم.

 

از بلاگفا هم ممنونم برای امانت داری اش که همه مطالب و نظرات رو برامون امن و دست نخورده نگه داشت.

 

خوشبختانه ظاهرا اشتباهی شده بود و مطالب بدون کم و کاست و تغییر دوباره در اختیار ما است. من تا حالا رعایت کرده بودم و از این به بعد هم با همون رویه پیش خواهم رفت. از شما هم ممنونم که در بخش نظرات حدود عرفی و قابل قبول رو حفظ می کنید.

 

همین جا با هم عهد ببندیم که اگر مشکلی ایجاد شد، شما با من با این ایمیل یا این نشانی وبلاگ برای خبر رسانی ارتباط برقرار کنید تا همدیگه رو گم نکنیم.

 

chi.napooshim@gmail.com

 

www.chi-napooshim2.blogfa.com

 

و خبر خوب اینکه به زودی در این مکان پست جدید نصب خواهد شد. لطفا سوالات رو بگذارید در پست جدید بپرسید. یه کمی به من فرصت هماهنگی کارهام رو بدین. بعد مثل معمول پاسختون رو می دم.

 

ازتون ممنونم. خوشحالم که هستین.

 

 


مخاطب خاص نوشت : H عزیز، ازت ممنونم که کلی از وقت با ارزشت رو گذاشتی و توی این چند روز از اون سر دنیا برام تند و تند بخش نظرات رو سیو کردی.

 


 

جمعه نوشت: مشغول پاسخگویی یه سوالات باقی مونده از پست آخر هستم.

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 19:48 ] [ نگارا ] [ ]
من هنوز بسيار درگيرم و چند روز ديگه هم خواهم بود. اسباب كشي كرده ام و در دنياي كارتنهاي قهوه اي اسيرم....

(لطفا در اين پست سوال نپرسيد. فعلا امكان پاسخگويي يه سوالات جديد رو ندارم. )

[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 19:32 ] [ نگارا ] [ ]

 

 

من 25 سال سن دارم و مجردم. اندامم موزی و ظریفه و سینه های نسبتا کوچیکی هم دارم. می خواستم بپرسم که شما تجربه ای در زمینه ی استفاده از کرم های بزرگ کننده ی سینه دارین؟ ... و بعد هم این که من سینه هام یه دو طرف بدنم مایلند و درست روبه رو نیستند. می خواستم ببینم این مساله راه حلی داره یا نه... پیشاپیش ممنون از کمکت!

 

 

ریحان عزیز

آرزوم این بود که در عصری زندگی نمی کردیم که انقدر تلویزیون و اینترنت و انواع رسانه ها تصویر خانمهای نی قلیونی در عین حال بسیار انحنا دار و جذاب رو همراه با قیافه بی نقص و موهای عالی و پوست پرفکت شبانه روز توی چشم ما بکنند که همه مون بریم توی وسواس درباره نقایصمون و فکر کنیم همه همون هستند جز ما... به خصوص که ما بین افرادی زندگی می کنیم که بعضا ظاهر و باطنشون یکی نیست و به سادگی عیب هاشون رو مطرح نمی کنند و همه می خوان از خودشون یه ظاهر بی نقص به نمایش بذارند.

 

واقعیت اینه که زن های واقعی که خارج از صفحه تلویزیون زندگی می کنند همه عیب هایی دارند. برو و اندازه ها رو در بخش فرم هیکل بخون. یکی سینه هاش زیادی کوچیکه، یکی سینه هاش زیادی بزرگه، یکی باسنش کوچیکه، یکی باسنش زیادی بزرگه، یکی قدش کوتاهه، یکی قدش زیادی بلنده، یکی پوستش خرابه، یکی موهاش می ریزه، یکی موهاش زبره، یکی بینی اش بزرگه، یکی گونه نداره، یکی زیادی گونه داره، و... و... و... مثل خود من.

 

به دلیل همین تبلیغ ها و صحنه هایی که شبانه روز جلوی چشم ما و همسرانمون رژه می رن، بیزنس های زیبایی و زیبا کننده از سطح جراحی تا پماد و ورزش تا... سطح ورد و جادو داره از فرط رونق می ترکه.

 

واقعیت اینه که سینه های واقعی و عمل نشده، یا کوچیک هستند و از هم جدا می ایستند، یا بزرگ هستند و به هم می چسبند اما به خاطر وزنشون افتادگی بیشتری دارند.

 

عکس رو با دقت نگاه کن چون مهمه بدونیم سینه ها از چی تشکیل شده اند. اگر این رو بدونیم، متوجه می شیم که آیا ادعای کرم ها و پمادها در بزرگ و کوچیک کردن سینه صحت داره یا نه.

 

 

واقعیت اینه که پماد می تونه جذب پوست سینه بشه و موقتا پوست رو شل تر (بزرگ تر) یا سفت تر (کوچیکتر) نشون بده، اما زیر پوست سینه، بافت چربی و غددی که اصل حجم سینه رو تشکیل می ده با پماد اندازه اش تغییر نمی کنه. همین طور ورزش که روی عضله سینه اثر می گذاره، می تونه عضله رو کمی تپل تر کنه اما در بالاکشیدن قابل توجه بافت اصلی سینه یا بزرگ کردن اون بی تاثیره.

 

تنها چیزی که می تونه سینه رو بزرگ تر و برجسته تر و نزدیک تر به هم نشون بده، یه جسم خارجیه که زیر بافت چربی یا عضله قرار بگیره و اون رو هل بده به سمت خارج. اسم اون جسم خارجی پروتزه. جنسش معمولا از سیلیکونه و حسش مثل پاستیله. و راه قرار دادنش در اون منطقه هم فقط عمل جراحیه.

 

من چون در این پست قصد تبلیغ و تبادل نظر درباره جراحی رو ندارم، بیش از این توضیحی نمی دم. اما می تونم به طور خلاصه بگم که پماد ها و ورزش تاثیر چشمگیری در تغییر سایز یا جلوگیری از افتادگی سینه ندارند.

 

همین طور افرادی که خیلی لاغر هستند با افزایش 5-6 کیلو تغییر خاصی رو در سایر سینه هاشون نخواهند دید. بیشتر از اون هم اگر چاق بشن، بقیه بدنشون هم به همون نسبت چاق می شه و در مقایسه بازهم سینه هاشون کوچیک به نظر میاد.

 

بهترین روش اینه که عیب های خودمون رو در کنار خوبی های اون بپذیریم و با یادگیری روشهای پوشوندن عیوب بدن در لباس پوشیدن و بهره گرفتن از تکنولوژی روز در تولید لباس و لباس زیر، بتونیم بدنمون رو به بهترین شکلی که می شه و منطقیه، در بیاریم. یک بار دیگه عکس بالای مطلب رو نگاه کن. زن ها و دخترهای واقعی ابعاد متنوعی دارند. همه هم زیبا هستند.

 

 

 


 

پی نوشت: عزیزان، من هنوز و در هفته آینده هم موقتا خیلی خیلی سرم شلوغ خواهد بود. بنابراین ازتون می خوام برای اینکه بخش نظرات ساعتهای متمادی بسته نباشه و همه بتونن از امکان پرسیدن سوال استفاده کنند، تا جایی که می تونید فقط سوالهای واجب و کوتاه بپرسید و اگر من چند روز نبودم نگران نشید. چند تا مشغله همزمان برام پیش اومده اما هیچ کدوم چیز بدی نیست خوشبختانه. پس کمک کنید با همکاری هم در این چند روز اینجا رو سرپا نگه داریم. البته کامنت ها و نظراتی که حاوی سوال نیست و نیاز به پاسخ نداره از این قاعده مستثنی هستند و تایید خواهند شد.

[ پنجشنبه نهم مرداد 1393 ] [ 23:14 ] [ نگارا ] [ ]

 

نگارا جان سلام. من تازه عقد کرده ام و ایشالا عید عروسیمه. می خواستم بدونم چی کار می تونم بکنم که از حالا برای جشنم آماده بشم و اون موقع همه چیزم به خصوص پوست و مو و صورتم عالی باشه؟

 

مینای عزیز

اول از همه مبارکه و امیدوارم خوشبخت بشی. اگر از حالا برنامه ریزی کنی، برای روز عروسی ات همه چیزت می تونه در بهترین حالت باشه. پس یه تقویم بذار جلوت و شروع کن:

 

وقتی تازه نامزد یا عقد کرده ای:

 

وقتی تازه نامزد کرده ای زمانیه که هر کی بهت می رسه می خواد حلقه یا انگشترت رو توی دستت ببینه. الان وقت مناسبیه که کرم نرم کننده دست و ناخن بخری و اون جوری که توی این پست یاد داده ام، ناخنهات رو مرتب و مانیکور شده نگه داری.

 

 

8 ماه مونده به جشن عروسی:

 

بیشتر خانمهای متاهل، اگر ازشون بپرسی «در مورد جشن عروسی ات از همه بیشتر حسرت چی رو می خوری؟» یا «اگر می تونستی برگردی عقب، برای جشنت چیکار می کردی؟» می گن : «کاش خودم رو لاغر تر و خوش هیکل تر کرده بودم.» اینو من واقعا خیلی زیاد دیده ام. به خصوص بین خانمهایی که سالهای بعد از ازدواج وزنشون رو کم می کنند و بعد با این حسرت می مونند که کاش زودتر دست به کار شده بودند تا توی عکس های عروسی شون خوش هیکل تر بودند. الان بهترین فرصته که با مراجعه به پزشک یا کارشناس تغذیه، یا مراجعه به بخش دوم این پست شروع به کنترل و کاهش وزن کنی. در ضمن اگر شروع به ورزشهای هوازی مثل پیاده روی در حد 3-4 روز در هفته نیم تا یک ساعت بکنی، با سرعتی که کمی نفس نفس بزنی، و روی ورزشهای موضعی مثل حلقه هولاهوپ برای لاغری کمر تمرکز کنی، تا زمان جشنت به بهترین وضعیت خودت می رسی.

 

 

7 ماه مونده به جشن عروسی:

 

بیشتر لباس عروس ها یقه باز یا دکلته هستند و شونه و بالای سینه شون بازه. الان فرصت خوبیه که شروع به لایه برداری ملایم و سبک از پوست صورت و گردنت بکنی. یک اسکراب صورت و یک اسکراب بدن تهیه کن و هفته ای یک بار طبق توضیحی که در این پست داده ام، ازش استفاده کن. یادت باشه که از دو هفته جلوتر از جشن استفاده از اسکراب و لایه بردار رو قطع کنی تا پوستت روز عروسی ملتهب یا قرمز نباشه.

 

 

6 ماه مونده به جشن عروسی

 

الان فرصت خوبیه که برای تنظیم شرایط پوست و موهات به پزشک متخصص پوست مراجعه کنی. یادت باشه محصولاتی که پزشک برات تجویز می کنه، اقلا یک ماه بعد اثرش رو نشون می ده. پس با پشتکار و نظم از محصولاتی که بهت می دن استفاده کن و زود قضاوت نکن. یادت باشه در هر ویزیت مجددا تاریخ عروسی ات رو به پزشک یادآوری کنی تا بتونه بهتر برات برنامه ریزی کنه و نزدیک جشنت بهت دارو یا کرمی نده که پوستت رو ملتهب یا قرمز کنه.

 

 

5 ماه مونده به جشن عروسی

 

وقتهای اکثر آرایشگاههای خوب، به خصوص در فصل تابستان یا قبل از ماه محرم از 2-3 ماه جلوتر پر می شه. بنابراین الان فرصت خوبیه که شروع به پرس و جو و گشتن و دیدن آلبوم بکنی. اگر دو ماه به خودت فرصت بدی که با خیال راحت دنبال آرایشگاه بگردی، موفق می شی از آرایشگاه مورد نظرت در روز مورد نظرت وقت بگیری. یادت باشه وقتی آلبوم کارهای عروس رو می بینی، حتما دقت کن که عروس ها چقدر به تو شباهت دارند و توجه کن که آیا آرایشگر مورد نظرت چهره شبیه به تو رو خوب درآورده یا نه. یک کار خیلی خوب اینه که پنجشنبه ظهرها سر زده بری به آرایشگاههایی که در موردشون داری فکر می کنی و از نزدیک عروسی که آماده کرده اند رو ببینی.

 

 

4 ماه مونده به جشن عروسی

 

بخش مهمی از زیبایی عروسی به لبخند اونه. بنابراین یه نگاه صادقانه توی آینه بکن و ببین آیا اوضاع دندون هات خوبه یا نیاز به جرم گیری یا سفید کردن دارند. سفید کردن دندون رو به اصطلاح بلیچینگ می گن. بلیچینگ به دو روش انجام می شه. با مشورت با دندانپزشکت ببین بهتره بلیچینگ با مواد انجام بدی یا با لیزر. در هر صورت یکی دو جلسه بیشتر کار نداره، اما نباید خیلی نزدیک به جشن انجام بشه چون ممکنه دندونهات تا مدتی حساس باشه. بعد از انجام پروسه بلیچینگ مایعات و نوشیدنی های تیره مثل چای، قهوه و نوشابه رو محدود یا حذف کن.

 

 

3 ماه مونده به جشن عروسی

 

هرچی زودتر به فکر آبرسانی و تقویت موهات باشی، روز جشن موهات درخشان تر و زیباتر خواهد بود. از چند ماه قبل شروع به استفاده از سرمهای آبرسان و ماسکهای بدون آبکشی تقویت کننده بکن و حدود 3 ماه مونده به جشن، یک بار برای ماسک و ویتامینه مو برو آرایشگاه که بتونی از توصیه های حرفه ای برای ادامه روند مراقبت از موهات استفاده کنی. اگر موهات نیاز به کوپ (کوتاهی) یا مدل دادن دارند، از این دیرتر نرو آرایشگاه که هم مدل موهات تا زمان جشن جا بیفته و هم موهات زیادی کوتاه نشه. موی بلندتر و یکدست تر راحت تر برای جشن شینیون می شه.

 

 

1 ماه مونده به جشن عروسی:

 

الان دیگه وقتشه که ابروهات رو دست نزنی. از یک ماه مونده به جشن، بگذار ابروهات در بیاد تا آرایشگرت بتونه مطالبق طرحی که در ذهنش داره، اونها رو برات مدل بده و برداره. یادت باشه این دوره استثنائه و معمولا از یک ماه مونده به جشن تا زمان جشن، عروس ها از همیشه شلخته تر به نظر میان! ولی این عادتت نشه که بذاری ابروهات ناجور دربیاد. الان وقتشه که خیلی حواست باشه زیاد آب بخوری. ویتامین ث روزانه یا مولتی ویتامین فراموش نشه.

 

 

3 روز مونده به جشن عروسی:

 

به احتمال زیاد آرایشگرت بهت می گه که سه روز زودتر برای برداشتن و مدل دادن و رنگ ابرو، زدودن موهای زائد بدن و صورت بری آرایشگاه. حواست باشه از قبل بپرسی که مبلغ هزینه آرایشگاه شامل زدودن موهای زائد می شه یا نه، چون این قضیه در آرایشگاههای مختلف متفاوته. یادت باشه اگر از این دیرتر بری، ممکنه روز جشن پوستت هنوز ملتهب و قرمز باشه. پس اگر یک وقت آرایشگرت فراموش کرد، تو حتما این موارد رو باهاش چک کن. بهتره در این روز به جای بند انداختن از وکس یا حتی از اون هم بهتر شیو (بله ریش تراش مردونه) برای صورت استفاده بشه که یه وقت صورت روز جشن جوش نزنه.

 

 

1 روز مونده به جشن عروسی

 

ممکنه امروز همه کارهای عالم ریخته باشه روی سرت، شاید هم از اون عروس های ریلکسی باشی که روز آخر هیییچ کاری ندارند (خوش به حالت!!! یعنی میشه؟!) در هر حال باید حتما برای چسبوندن ناخن مصنوعی و طراحی اش یک روز ودتر بری آرایشگاه. این کمک می کنه که روز جشن مشکل خشک نشدن ناخن نداشته باشی و اگر چسبش شله و ناخنها کنده شدنی هستند این رو یک روز قبل تست کنی.

 

 

روز عروسی

شب قبل خوب بخواب. صبحانه بخور و یا خودت مقداری آجیل و چند تا شکلات و آدامس بردار. قرص ضد اضطراب هم از قبل می تونی از پزشک بگیری. چند تا سنجاق قفلی، سنجاق سر و سنجاق ته گرد و سوزن و نخ سفید و مشکی بردار. لاک بی رنگ و چسب ناخن، دستمال کاغذی، دستمال مرطوب، دو سه تا رژ با رنگ های متفاوت برای تجدید احتمالی رژی که آرایشگر برات می زنه. رول دئودورانت (مام) و عطر و پول اضافه برای آرایشگاه و انعام بردار. همه جزییات لباس و لباس زیرت رو چند بار چک کن و طلا و جواهرها و موبایلت رو فراموش نکن.

امیدوارم خیلی خوشبخت و زیبا باشی!

 


برچسب‌ها: برنامه ریزی, لباس عروس, اعتماد به نفس, آماده شدن برای عروسی, عروس
[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 2:10 ] [ نگارا ] [ ]

 

 

از شما دوستان عزیز می خوام که این مطلب رو با آرامش و ذهن باز و دور از کینه و ناراحتی بخونید. امروز می خوام مطالبی رو در مورد سهل انگاری هایی بگم که خیلی وقت ها حتی خودم هم انجامشون داده ام. بنابراین خواهش می کنم ناراحت نشید، جبهه نگیرید و بهتون توهین نشه. فقط برای یادآوری می گم.

 

امروز با خانم محترمی برخورد کردم که موهای کوتاهش دسته دسته به هم چسبیده بود. از اونجا که این خانم بسیار با ظرفیت هستند و رابطه مون ظرفیت پذیرش این شوخی رو داشت (توجه، توجه، شما این روش رو امتحان نکنید!) نیمه شوخی و نیمه جدی از ایشون پرسیدم که «عزیز دل، شما نمی خواهی یه حمام بروی؟» ایشون با اعتماد به نفس هر چه تمام تر گفتند: «بابا تازه چهارشنبه حموم بودم..» حالا شما قیافه من رو مجسم کنید وقتی که امروز دوشنبه هفته بعده!!!!

 

اینه که می خوام بگم دوستان عزیز من، به خدا مردم کور نیستند. به خدا موهای دسته دسته به هم چسبیده و چرب تابلوئه. به خدا ریشه موی رنگ نشده و در اومده نه تنها از زیبایی شما کم می کنه، بلکه شخصیت شما رو هم به عنوان یه خانم مرتب و آراسته و باکلاس شاید ببره زیر سوال . شما که کیف چند صد هزار تومنی دستته، شما که هر شب شام رو از رستوران سفارش می دی، شما که یک دست لباس بچه نوزادت چند صد هزار تومن قیمتشه، من خانمی و شیکی و با کلاسی شما رو زیر سوال نمی برم. نوش جانت و دوستت دارم و برات خوشحالم که وضع مالی خوبی داری و آرزو می کنم همیشه مالت فراوان و پربرکت باشه و لذتش رو ببری... اما... یادت نره. مردم کور نیستند. 

 

شما خانمی که برای اینکه بتونی دو هفته دیگه بری آرایشگاه ابروت رو مدل بدی دو هفته از بالای پیشونی تا چشمت موهای درشت مشکی از هر طرف در میاد و با همین قیافه می ری سر کار. شما که بدون توجه به وضعیت موهای زائد بدنت تاپ می پوشی و دستهات رو که می بری بالا... به خدا ما کور نیستیم.

 

خانم جوان و مربی ورزشی که خیلی دوستت دارم و احترام برات قائلم. شما دوست عزیز شغلت جوریه که تمام مدت نگاه چندین نفر روی بدن شما است. آیا درسته که دوخت بخش مرکزی شلوارت شکافته باشه؟ آیا درسته که هر دفعه با دستهای سیاه بیای سر کلاس و بگی ببخشید بچه ها، من گردو خورده ام؟ گردو نوش جانت، اما شما که می دونی تو چشمی، برای حفظ آبروی خودت کاش یه دستکش یک بار مصرف دستت کرده بودی موقع پوست کندن گردو. کاش درزهای لباست رو چک کرده بودی که از ته سالن صدای خنده شاگردانت رو نشنوی.

 

یاد یه همکاری افتادم که چند سال پیش توفیق خدمت در کنار ایشون رو داشتیم. اون دوستانی که مستقیما کنار این خانم کار می کردند هر دو، سه روز یک بار با استیصال دور هم جمع می شدند و بحث می کردند که: « بَده بهش اسپری کادو بدیم؟ ببریمش همه با هم اسپری و مام بخریم؟ اگر اون نخرید چی؟ اگه استفاده نکرد چی؟»

 

طفلک اون دوست عزیز. دختر شلخته ای نبود اما متوجه بوی بدنش هم نبود. من همین جا می خوام به دوستان سبزه یه آگاهی بدم. عزیزان! میزان تعریق پوستهای تیره بیشتره و معمولا رایحه این تعریق از افرادی که پوستهای روشن دارند شدیدتر و گاهی ناخوشایندتره. پس شما که می دونی پوستت تیره است، باید حواست رو بیشتر جمع کنی. بدون که گاهی خودت متوجه نیستی اما اطرافیانت این رو حس می کنند. در ضمن چه سفید و چه سبزه، همیشه در اوقات خاصی از ماه باید بیشتر و بیشتر به رایحه بدنمون توجه کنیم.

 

من این پست رو ننوشته ام که این دوستان رو تحقیر کنم. این رو نوشتم که این دوستان رو از تحقیر نجات بدم. ازتون می خوام حواستون باشه چون بخشی از آبرو و احترام و اعتبار شما نزد دیگران با بی توجهی یا کور فرض کردن اونها از بین می ره. احترام به شخص مقابلتون برای شما احترام میاره. شما اگر شخص مقابل رو کور یا نفهم فرض کنید، به اون توهین کرده اید.

 لطفا این مطلب رو بخونید:

چیکار کنم همیشه خوشبو باشم؟

 

یه مطلب دیگه باز جهت یادآوری:

 

دوستان می دونید چقدر زشت و بی کلاسه که خط لباس زیرتون از زیر لباستون پیدا باشه؟ وقتی دامن یا شلوار تنگ می پوشید، حواستون به این نکته هست که خط لباس زیرتون پیدا نباشه؟ وقتی تاپ می پوشید، حواستون هست که بند لباس زیرتون دیده نشه یا اگر دیده می شه شکیل و مرتب و خوش رنگ باشه؟ خانمهای محجبه خیلی ساده ای رو دیده ام که اصلا متوجه نیستند که لباس زیری که انتخاب کرده اند باعث شده سینه هاشون از زیر مانتوی ساده اداری شون به صورت مثلث تیز و بد شکل بزنه بیرون و روی اون هم طرح توی توری اش از زیر پارچه مثلا کرپ مانتو پیدا باشه. خوب دلم می سوزه چون می دونم این عزیز، آخرین قصدی که داشته جلب توجه، اون هم به این عضو از بدنش بوده.

 

می دونید چقدر زشت و بدمنظره است که خانمی روی صندلی بشینه و جوراب زنونه نایلونی اش از شلوارش کوتاه تر باشه و کش بالای جوراب پیدا و چند سانتی هم گوشت فشرده شده ساق پا از بالای اون بزنه بیرون؟ حالا به این معادله موهای زائد دراومده رو هم اضافه کنید و ببینید که چقدر بد می تونه باشه.

 

من نمی گم بی جوراب بودن بده ها... یا با جوراب باشید، یا بی جوراب! جوراب نصفه نیمه زنونه نایلونی (پاریزین) کوتاه که کش بالاش از لبه پایینی پاچه شلوار بزنه بیرون خیلی بدشکله. (جوراب های اسپرت نخی و خوشگل دخترونه رو نمی گما!) جوراب های زنونه و نایلونی ای که تا مچ پا هستند برای سر کار و شلوار و اصولا هیچ جا مناسب نیستند. لطفا اگر می خواین آراسته و مرتب به نظر برسید، زیرِ شلوار اداری تون جوراب زیر زانو بپوشید.

 

دیگه جونم براتون بگه... موهای زائد دراومده خیلی بد هستند و ما هم کور نیستیم. می دونم که موی زائد باید در بیاد تا بشه دوباره اون رو زدود، اما این کار رو با تاپ و شلوارک نباید انجام داد! شلوار بلند گشاد و خنک و بلوز آستین کوتاه رو برای همین کار گذاشته اند. اعضاء خانواده شما، حتی همسر شما که از همه به شما نزدیک تره، اون قدر نزدیک نیست که این مناظر ناگوار رو ببینه!

 

مردم کور نیستند. به دید چشمان و شعور مردم احترام بذاریم و همیشه خودمون رو آراسته و مرتب و خوش بو نگه داریم.


برچسب‌ها: پاکیزگی, اعتماد به نفس
[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 23:4 ] [ نگارا ] [ ]

 

به نظر شما کِی بهترین زمان برای برداشتن و تمیز کردن ابروها است؟

 

  

Vote = ثبت رای

View = مشاهده نتایج

 

 

 


برچسب‌ها: برداشتن ابرو
[ جمعه بیستم تیر 1393 ] [ 19:20 ] [ نگارا ] [ ]

 

سلام نگاراي عزيزم !
بهم قول داده بودي يه پست بذاري واسه عروسها كه نسبت به مشخصات ظاهريشون بايد چه نوع مدل مو و چه رنگ لباسي رو انتخاب كنند اما متاسفانه هنوز وقت نكردي عزيزم !
نگارا جون من ديگه وقت ندارم و بايد هفته آينده لباس عروسم رو انتخاب كنم ميشه بگي چه رنگي بهم مياد ؟ پوستم سفيد و صافه و اصلا نميخوام تيرش كنم با ميك آپ !
يه سوال ديگه اينكه چه مدل لباس عروسي به هيكل گلابي مياد ؟ هيچ مشكلي هم توي هيكلم نيست و همه چي متناسبه !

 

 سلام نگارا جان
خیلی منتظر توصیه هات برای روز عروسیم موندم ولی انگار به عروسی من نمیرسه من 17 مرداد عروس میشم.لباس نیم پفی انتخاب کردم.

 

 

 مینا و eli عزیز

ممنون که این مدت صبور موندین. این هم وفای من به قولم درباره انتخاب لباس عروس. مراحل بعدی هم باز توی صفه تا نوبتشون برسه.

 اگر بپرسم اولین بار کِی عاشق شدین؟ شاید مثلا بگین در 10 سالگی با دیدن پسر خوشگل همسایه، یا نمی دونم پسرخاله و پسر عموم! ولی من اولین باری که عاشق شدم، اولین باری بود که در 4-5 سالگی رفتم عروسی و برای اولین بار یه عروس خوشگل و شاد رو توی لباس عروسی پف پفی با تاج رویایی یه پرنسس دیدم! بله اولین عشق من « لباس عروس » بود! شما رو نمی دونم، اما از ضایع ترین خاطراتی که مامان من درباره ام تعریف می کنه اینه که بعد از اینکه اولین بار  عروس دیدم، انقدر اصرار کردم تا برام یه لباس عروس بچه گونه بخره و بعد با یه دسته گل دور اتاق راه می رفتم و برای خودم بوق عروسی می زدم. به همون شکل معروفِ بو، بوق، بوووووووووق!!!! بو، بوق، بوووووووووووق!!!! 

 

بعضی از ما از 4-5 سالگی مدل لباس عروسی مون رو انتخاب کرده ایم و توی ذهنمون داریم و هزاران بار سناریوی جشن عروسی مون رو توی ذهنمون و شاید حتی در واقعیت بازی کرده ایم و با چشمهای رویایی خیره شده ایم به جای خالی اون داماد خوشبخت!  حالا که جایگاه داماد خوش شانس پر شده، همون لباس رو بپوشیم یا نه؟

 برای انتخاب بهترین لباس عروس که به شما بیاد و شما رو خوش هیکل نشون بده، فقط سلیقه و اون چیزی که از بچگی احتمالا انتخاب کرده اید، کافی نیست. برای اینکه توی بهترین و مهم ترین فیلم و عکس زندگی تون از همیشه زیباتر بیفتید، باید حتما به فرم هیکلتون هم توجه کنید.

 

فرم هیکلتون رو از این پست تشخیص بدین.

 

فرم هیکل من چه جوریه؟

 (قسمتون می دم! نیاین از من بپرسین فرم هیکلم چیه! من به میلیون نفر جواب داده ام. بقیه لطفا لطفا خودتون تشخیص بدین!)

 

بعد، به خوندن ادامه بدین.

 


 

اگر هیکلتون گلابی شکله:

 

اگر پایین تنه تون بزرگه و دوست دارید رون و باسنتون رو کوچیکتر نشون بدین، برای پایین تنه لباس دنبال لباسی باشید که از کمر به پایین رفته رفته گشاد شه و دامنش شکل حرف A  الفبای انگلیسی رو تداعی کنه. لباستون رو از پارچه های ضخیم و شق و رق انتخاب کنید و در قسمت کمر حسابی تنگش کنید تا شما رو لاغر نشون بده. اگر باسن خوش فرمی دارید که می خواین قایمش نکنید، مدل ماهی براتون مدل بسیار قشنگیه. اگر کمرتون باریک اما باسنتون بزرگه، مدل پفی خیلی براتون مناسبه چون کاملا قسمت مشکل دار شما رو پنهان می کنه. برای بالاتنه، بندهای باریک، یقه های باز و پهن و یقه های هفت خیلی باز و پهن و دکلته به شما خیلی میان.

 

 

 


 

اگر هیکلتون سیب شکله:

 برای بالاتنه دقت کنید که هر چی بالاتنه بلند تر باشه، شما رو خوش هیکل تر نشون می ده. پس دقت کنید که تنگ ترین نقطه لباس که کمرشه، زیاد بالا قرار نگیره و در خط طبیعی کمرتون یا حتی 4-5 سانت پایین تر قرار بگیره. بعد از اون لباس هرچی به سمت پایین میاد باید گشاد تر و گشاد تر شه. دقت کنید لباستون حتما از کمر به بعد از بدن دور بشه، نه از باسن و بعد از اینکه همه قملبگی های کم و پهلو و شکم رو نشون داد! بهترین یقه برای شما یقه هفت خیلی جمع از دو طرف، اما عمیقه که توجه چشمهای بیننده رو به خط عمودی روی بدنتون جلب کنه، نه افقی. لباسهای بند دار برای شما بهتر از دکلته هستند چون بازهم توجه رو به خط عمودی جلب می کنند.

 

 

 


 

اگر هیکلتون توت فرنگی شکله:

 برای بالاتنه دنبال یقه های مربعی و چهارگوش یا رومی (یک طرفه) باشید. این یقه ها به شما اجازه استفاده از لباس زیر بند دار که به خوبی بتونه سینه شما رو جمع و کوچیک کنه رو می ده. بندهای لباس می تونه حریر یا گیپور و دانتل باشه. اگر خیلی اصرار دارید که دکلته بپوشید و سینه تون نیاز به بالا کشیدن کمتری داره، حتما دکلته یقه دلبری انتخاب کنید نه دکلته صاف. یقه دلبری یعنی بالای یقه به جای خط صاف یه کمی شبیه بالای یه قلبه و وسطش یه فرو رفتگی داره.  برای بهتر بالا موندن لباستون از گن مخصوص عروس استفاده کنید که بالاش کاپ داره و زیر کاپ فنرهای محکم عمودی تا کمرتون رو در بر می گیره و از سر جاش تکون نمی خوره. حواستون باشه که پارچه های براق یا گیپور و دراپه شما رو چاق نشون می دن. پس بالاتنه رو از جنس مات بگیرید و برای ایجاد تعادل، پایین تنه لباس رو شلوغ، کار شده، گیپور، پف پفی و جمع شده  یا براق بگیرید. اگر کمرتون باریکه، دامن پف دار برای شما خیلی مناسبه و تعادل هیکلتون رو تامین می کنه.

 

 

 


 

اگر هیکلتون ساعت شنیه:

همون طور که قبلا گفته ام، به ساعت شنی ها تقریبا همه مدلی میاد. فقط حواستون جمع باشه که کمرتون حسابی تنگ شده باشه. بهترین مدلها برای پز دادن با هیکلتون مدلهای راسته صاف و لَخت از بالا تا پایین، ماهی یا همونی که از بالا تا زانو کیپ می چسبه به تنتون و از سر زانو گشاد می شه تا زمین، یا مدل اسکارلتی یا همونیه که از بالا پف صاف داره تا پایین با بالاتنه دکلته صاف یا دلبری.

 

 

 


 

اگر هیکلتون موزه:

لباس شما باید براتون منحنی هایی رو که ندارید، ایجاد کنه. بنابراین برای بالاتنه دنبال لباسی باشید که روی سینه اش حسابی دراپه یا چین خوردگی داشته باشه یا روی سینه اش حسابی کار شده باشه. یقه های دلبری یا وسط فرو رفته با کاپهای گرد به شما میاد.  از این نترسید که لباس زیرتون رو اسفنجی و محکم و یکی دو سایز بزرگتر بگیرید. البته باید از روز اول سفارش و اندازه گیری همون رو بپوشید. اگر نگران هستید که لباس دکلته تون نتونه بالا بمونه و اگر فکر می کنید که تمام شب رو قراره با دست لباستون رو بالا بکشید، از گن های مخصوص عروس استفاده کنید که کاپ داره و زیر کاپش فنرهای عمودی داره و تا کمر شما رو می پوشونه. این گن سر جای خودش می ایسته و لباس شما رو بالا نگه می داره. دامن پف دار و چین دار  و از بالا چین و شلوغ پلوغ به شما میاد.

 

 

 


 

این در مورد هیکل.

حالا اطلاعات بالا رو ترکیب کنید با این اطلاعات:

  

 

اگر قدتون کوتاهه یا ریز هستید:

لباس شما باید ظریف باشه و زیاد شلوغ کاری نداشته باشه. دامنهای کم چین، راسته یا نیم کلوش و آویخته برای شما بهتر هستند. روی لباستون پاپیون و گلهای درشت، کار دست زیاد و تپه تپه نداشته باشید. سعی کنید بالاتنه لباستون کوتاه باشه و تنگ ترین قسمتش در حد 3-4 سانت بالاتر از خط طبیعی کمرتون باشه. به هیچ وجه لباسهای بالاتنه بلند نپوشید. قبل از سفارش لباس، کفشتون رو بخرید و از روز سفارش و موقع اندازه گیری کفشتون رو بپوشید. قد دامن با تا روی زمین با احتساب پاشنه بگیرید که پاشنه به قدتون کمک کنه. لباس با دنباله بلند به شما نمیاد.

 

 

 


 

 اگر قدتون زیادی بلنده:

لباس شما باید نسبتا ساده باشه تا شما رو خیلی درشت نشون نده. ظرافت کلید اصلی انتخاب شما است. لباستون نباید زیاد کارشده باشه. لباس ساده یا گیپور با آستینهای بلند برای شما مناسبه. حواستون باشه که قد لباستون تا زمین یا بیشتر ادامه پیدا کنه و آستینهاش یا دقیقا به مچتون برسه یا اصلا سه ربع باشه. خلاصه نباید به نظر بیاد که شما لباس یه آدم قد کوتاه تر رو قرض گرفته اید! یقه های پهن تر مثل یقه قایقی باز یا دکلته صاف برای شما مناسب تره چون باعث می شه چشم در خط افقی هیکلتون به حرکت در بیاد.

 

 

 


 

اگر اضافه وزن  دارید و تپل هستید:

 بهترین لباس برای شما لباسیه که بالاتنه بسیار کوتاهی داره و دامنش از زیر سینه شروع می شه. اما یه نکته مهم برای اینکه لباستون شبیه لباس بارداری نشه، زیر سینه اصلا نباید چین و پیلی عمودی وجود داشته باشه. فقط و فقط دامن صاف و آویخته بره پایین. اگر لباستون زیادی گشاد بشه، شما رو چاق نشون می ده. پس دنبال لباسی باشید که خیلی به تدریج هر چی پایین می ره کمی گشاد شه و تا زمین ادامه پیدا کنه یا حتی دنباله داشته باشه. جنس لباس رو سفت و خشک بگیرید و حتما به خیاط بگین بالاتنه تا کمر رو فنرکشی کنه. لباس دکته برای شما زیاد مناسب نیست. لباس بند دار فضای بازو سینه شما رو می شکنه و کوچیک تر نشون می ده. یقه های هفت خیلی گود و عمیق براتون مناسب هستند. لباس آستین دار هم براتون مناسبه.

 

 

 


 پی نوشت:

شما دوستان عزیزی که با عجله دارید می رید این مطلب رو مثل سایر مطالب کپی کنید و در مجله ها و سایتهای اینترنتی دیگه منتشر کنید و حق التحریر هم می گیرید، بی زحمت یه اسمی هم از منبع مطلب بیارید. اگر نیارید این کار شما دزدیه و من هم هرگز از حقم نمی گذرم. خود دانید.


برچسب‌ها: لباس عروس, فرم هیکل
[ شنبه چهاردهم تیر 1393 ] [ 18:3 ] [ نگارا ] [ ]

 

خوب دیگه فکر می کنم بر همگان واضح و مبرهن است که من عاشق تابستون و گرما هستم! این هم یک پست دیگه در ارتباط با برنزگی.

تا حالا به رنگ لباسهای محلی آفریقایی یا هندی دقت کرده اید؟

 

 

می دونید چرا باید به این لباسها دقت کنیم؟ وقتی ما پوستمون رو برنزه می کنیم، در حقیقت داریم رنگمون رو به نژادهای تیره دنیا نزدیک می کنیم. بنابراین می تونیم از لباسهای سنتی آفریقایی یا هندی، چون اونها از ازل رنگشون تیره بوده و حسابی بلدِ کار هستند (!)، اینجوری ایده بگیریم:

 

 

 

زیباترین رنگها برای فصل تابستون و پوستهای برنزه (چه یه کمی برنزه و چه خیلی برنزه) رنگهای درخشان و گرم هستند. این رنگها چون خیلی چشم رو به خودشون جلب می کنند، پوست برنزه شما رو طلایی تر و خوشرنگ تر جلوه می دن، با روحیه تابستون جور هستند و بعضی هاشون به دلیل انعکاس نور خورشید شما رو خنک تر هم می کنند.

 

 

 

رنگهایی که به برنزه ها و سبزه ها میاد سرخابی، بنفش پر رنگ، سبز زمردی، آبی فیروزه ای، نارنجی پر رنگ و زرد هستند.

 

 

یه خوبی مهم این رنگها اینه که چون یک تم دارند، به راحتی می شه باهم ستشون کرد و نیاز به فکر زیاد نداره. 

 

 

در فصل تابستون رنگهای گرم نئونی یا همونی که قدیمها بهش می گفتند فلورسنت یا فسفری هم جایگاه ویژه ای داره و به برنزه ها، سبزه ها و حتی سفید ها میاد. فقط یادتون باشه، این رنگها پوست شما رو تیره تر و برنزه تر نشون می دن. پس اگر از رنگ سفیدِ پوستتون راضی هستید، سراغ این رنگها به خصوص برای شال نرید!

 

 

و نکته آخر اینکه یه رنگ دیگه که به برنزه ها میاد ولی خیلی به سبزه ها نمیاد و برای سفید ها هم بدک نیست، رنگ سفیده. شاید دیده باشید که بدن اکثر عروس ها رو، چه بخواد چه نخواد یه کمی با پودر برنزه می کنند. پوست برنزه (که ته رنگ قرمز داره) در ذات با پوست سبزه (که ته رنگ زرد و سبز داره) متفاوته. این تفاوت باعث می شه همین یه رنگ، برنزه ها رو جذاب نشون بده، اما سبزه ها رو سیاه و بد نشون بده. سفید ها هم با رنگ سفید خوب می شن و بیشتر حس بی گناهی و معصومیت رو تداعی می کنند تا جذابیت. همه اینا رو گفتم که بگم: اگر سبزه اید، سفید بهتون نمیاد. اما اگر برنزه اید، سفید بهتون میاد. اگر هم سفید هستید، مثل همه رنگها، سفید هم بهتون میاد.

 


برچسب‌ها: برنزه, رنگ لباس, فصل تابستان
[ سه شنبه دهم تیر 1393 ] [ 14:26 ] [ نگارا ] [ ]
 

شما دوست دارید در فصل تابستان چه رنگی باشید؟

 

  

 Vote = ثبت رای

View = مشاهده نتایج

 


 

بعدا نوشت:

عزیزان جانِ گل و گلاب، دوستان تازه وارد؛ می دونم که وقتی اولین بار میاین اینجا ذوق می کنید و دوست دارید سریع سوال بپرسید. من سوال همه رو جواب می دم، اما... می دونید هزینه پاسخ دادن به سوالهاتون چیه؟ اینکه مطالب قبلی و بخش نظرات زیر هر مطلب رو اول کامل مطالعه کنید، بعد سوال بپرسید. همین! خوب؟ فقط ازتون می خوام بعد از مطالعه آرشیو سوال بپرسید. این کار ممکنه یک هفته، ده روز طول بکشه. نگران نباشید. من هیچ جا نمی رم و بعد از اون پاسخگوی سوالهای شما هستم. اما، هزینه پرسیدن سوال بالابردن سرانه مطالعه کشوره! بدون مطالعه مطالب قبلی ام، من سوال جواب نمی دم! پس لطفا بفرمایید اینجا :

فهرست مطالب

 

نکته دوم برای دوستان قدیمی و جدید: چون روال کار ما بر اساس پرسیدن سوال در پست آخره، بخش نظرات پستهای قبلی غیر فعاله. بنابراین همیشه و بدون توجه به موضوع سوالتون در بخش نظرات پست آخر ، سوال بپرسید. دیگه اینکه اگر مراجعه کردید و بخش نظرات پست آخر به علت تراکم بالای سوالها بسته بود، چند ساعت بعد یا روز بعد مراجعه کنید، باز خواهد شد.

 


برچسب‌ها: برنزه, فصل تابستان
[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 0:9 ] [ نگارا ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

خوش اومدید.


چی نپوشیم؟

چی رو با چی بپوشیم؟

چی رو با چی نپوشیم؟


من راهنماییتون می کنم.



>>> از کجا شروع کنیم؟

ستون سمت راست جدید ترین مطالب رو به شما نشون می ده.

بعد از خوندن مطالب ستون سمت راست این صفحه، شما سه گزینه دارید:

1. ستون سمت راست رو تا پایین بخونید و در انتهای صفحه گزینه مطالب قدیمی تر رو انتخاب کنید.

2. از منوی ستون سمت چپ شروع به خوندن «مطالب قبلی» کنید که به صورت آرشیو ماهانه مرتب شده.

3. از منوی ستون سمت چپ شروع به خوندن «دسته بندی موضوعی» کنید.

هر سه روش همه مطالب نوشته شده رو در بر می گیرند.

>>> یک راه بسیار خوب هم اینه که از منوی زیر همین مطلب به صفحه «فهرست مطالب» برید و از اونجا شروع به خوندن کنید.

یادتون باشه بعد از خوندن هر مطلب به «بخش نظرات» زیر اون مطلب برین. بخش نظرات مجموعه بسیار مفصلی از سوال و جوابه. خوندن بخش نظرات رو شدیدا توصیه می کنم. هم سرگرم کننده است و هم خیلی از سوالهاتون اونجا جواب داده شده.

سوال هاتون رو می تونید در «بخش نظرات آخرین مطلب» برای من ثبت کنید. موقع ثبت سوال حتما تیک ثبت نظر خصوصی رو بردارید. من به سوالاتی که به شکل خصوصی طرح بشن پاسخ نمی دم. سوال و جواب برای استفاده همه است. اگر کد امنیتی براتون نمایش داده نشد، بعد از سوالتون چند بار دکمه Space یا فاصله رو بزنید.

تعداد سوالها و نظرات بسیار زیاده. من هر سوال رو تا یک هفته بعد پاسخ می دم. لطفا بعد از طرح سوالتون صبور باشید. برای پیدا کردن جوابتون باید به بخش نظرات همون مطلبی مراجعه کنید که سوالتون رو در اون مطرح کرده اید. قبل از پرسیدن سوال، از دکمه جستجو در بخش پایینی همین ستون استفاده کنید.

زیبا باشید!
سرویس ویژه چی نپوشیم؟
جستجو در مطالب
آمار