امروز به مناسبت اینکه در اوایل پاییز هستیم، می خوام براتون از یک لباس خیلی مهم پاییزه بنویسم که هر خانم ایرانی شیک باید یه دونه ازش داشته باشه: بارانی.

 

برای خوندن قسمتهای اول تا پنجم پستهای لباسهایی که هر خانم ایرانی باید در کمدش داشته باشد ، اینجا کلیک کنید.

 

وقتی می گم بارونی، منظورم از اون بارونی هایی نیست که بچه بودیم می پوشیدیم و نایلونی و براق بود و واقعا نمی گذاشت زیر بارون خیس بشیم ها! این بارونی، فکر کنید یه جور مانتوی ضخیمه به سبک کارآگاه گجت (!) که یک لایه زیرش آستر داره. همین. یعنی گرمای خاصی نداره اما جلوی باد و در حدی بارون سبک رو می گیره و لباس بسیار شیکی برای فصل پاییزه.

 

 

 

برای ست کردن و انتخاب بارونی، مثل هر مانتوی دیگه ای، با توجه به فرم هیکلمون باید این کار رو بکنیم. بنابراین من با جزییات تکرار نمی کنم. لطفا اگر تازه وارد هستید، پست مربوط به فرم هیکل رو بخونید.

 

ساده ترین و شیک ترین بارونی که هیچ وقت از مد نمی افته، همون مدل یقه انگلیسی کارآگاهی کِرِم رنگ یا شیری رنگه. بنابراین اگر می خواین یه چیزی بخرین که چندین سال استفاده کنین و اگر اضافه وزن زیادی ندارین، این رنگ و مدل رو تهیه کنین.

 

 

 

 

اما خوب، الان خیلی رنگها و مدلهای زیادی توی بازار هست. چه جوری انتخاب کنیم؟

 

 

بهترین قد برای بارونی، حدود زانو یا یه کمی بالا تر از زانوئه که به بیشتر فرمهای هیکل ها میاد. اما قد کوتاه ها نباید بارونی و مانتوی خیلی بلند بپوشند. بنابراین اگر قدتون کوتاهه و لاغرین کاملا بالای زانو بگیرین. اگر قدتون کوتاهه و چاقین، تا زانو بگیرین.

 

برای افرادی که اضافه وزن دارند، رنگهای تیره و مات مناسب هستند. بنابراین فقط اگر هیکلتون هیچ مشکلی نداره سراغ رنگهای خاص یا بارونی های شمعی و براق برین.

 

 

 

 

بارونی های پر دکمه و یقه شلوغ مال لاغر ها و موزها هستند. پایین تنه های فون و نیم کلوش و تَرک بیشتر به موزها میاد. بارونی های کمر دار، به خصوص با کمر سگک دار و دکمه های دو ردیفه به موزها میاد.

 

بارونی هایی با یقه های خییییلی پهن و شلوغ و پایین تنه ساده و راسته مال گلابی ها هستند.

 

بارونی هایی با بالاتنه خیلی ساده و یقه متوسط و دامن های فون و نیم کلوش مال توت فرنگی ها هستند. دکمه های مخفی برای توت فرنگی ها مناسب هستند. به خصوص در بالاتنه.

 

بارونی های ساده و کم دکمه یا با دکمه مخفی و کم شلوغ کاری با یقه های ساده و دکمه های تک ردیفه و ترجیحا بدون کمر یا با بالاتنه بلند مال سیب ها هستند.

 

ساعت شنی ها طبق معمول هر مدلی بهشون میاد، به شرط اینکه به کمرشون بچسبه و صاف پایین نره. اگر هیکلتون خیلی خوش فرم و پر انحنا است، بارونی کوتاه تر و تا اواسط ران هم به شما میاد.

 

 

بهتره که تپل ها جلوی بارونی شون رو باز بگذارند و زیرش یه رنگ تیره بپوشند و بی کمر بخرند یا کمرش رو باز کنند. بارونی های چرم به خاطر برقی که داره به تپل ها نمیاد. همین طور بارونی های چهارخونه و طرحدار و رنگی شما رو چاق نشون می ده.

 

بارونی رو می شه با شلوار چسبون یا شلوار دمپا یا راسته ست کرد. اگر اضافه وزن دارید، شلوار رو گشاد بگیرین و اگر وزنتون خوبه شلوار چسبون بپوشید. بارونی با جین آبی یا با شلوار مشکی از همه بهتر می شه. رنگ شلوار رو برای بارونی های روشن متضاد بگیرید.

 

یه تیپ خوب:

بارونی + شلوار چسبون + بوت بلند

یکی دیگه:

بارونی + شلوار دمپا یا راسته گشاد + کفش زنانه یا بوت مچی (نیم بوت)

 

 

 

هزار تا تیپ دیگه هم می شه سرهم کرد ولی اصولا بارونی خیلی تیپ اسپرتی نیست. بنابراین اگر می خواین با کفش ورزشی بپوشید، جلوی چشم من این کار رو نکنید!

 

دیگه لازم به گفتن نیست که اگر موقعیتش باشه، با دامن و پیراهن هم بی نهایت زیباست.

 

 

 

 


برچسب‌ها: بارانی, لباسهایی که هر خانم ایرانی باید در کمدش داشته باشد, تیپ پاییزه, کت پاییزه
[ دوشنبه 14 مهر1393 ] [ 1:50 ] [ نگارا ] [ ]

  

خیلی ها از من می پرسند که بعضی دخترها چه جوری پوستشون انقدر صاف و روشنه؟ یا اینکه میکاپ و گریم عروس چه جوریه که چهره اش زیر رو رو می شه جوری که انگار یه آدم دیگه است؟ چرا آرایشگاهها فقط برای کرم پودر زیر آرایش پول زیادی می گیرند؟ چرا خودمون نمی تونیم مثل آرایشگاه کرم پودر بزنیم؟

 

جواب همه اش یک کلمه است: کانتورینگ

 

کانتوریک تکنیکی در آرایشه که به وسیله سایه و روشن، ایرادهای صورت رو می پوشونه، صورت رو پُر تر یا باریک تر به نظر میاره، بینی رو کوچیک و باریک و سربالاتر نشون می ده، استخون گونه رو برجسته می کنه و... خلاصه عکس قبل رو به عکس بعد تبدیل می کنه!

 

 

برای کانتورینگ ما نیاز به دو رنگ ماده داریم. یکیش دو، سه درجه روشن تر از پوستمون ، یکیش یکی، دو درجه تیره تر از پوستمون . این ماده می تونه دوتا کرم پودر باشه، می تونه کانسیلر و کرم پودر باشه، می تونه کرم پودر روشن و برنزه باشه، می تونه کرم پودر و رژ گونه باشه. در هر حال دو تا ماده پوشاننده جور می کنیم با مشخصاتی که گقتم. بهتره این ماده ها از جنس کرم و چرب باشه، تا پودری. البته اگر پوستتون چربه که نه. همون پودری بهتره. مثلا پن کیک و رژگونه.

 

 

در قدم بعد مهمه که بتونیم تشخیص بدیم که کجا ها رو باید روشن کرد و کجاها رو تیره.

 

 

 

نقاطی که باید روشن تر بشن:

روی تیغه بینی از پیشانی تا کمی بالاتر از نوک بینی

زیر چشمها

مرکز پیشانی

مرکز چانه

 

 

 

نقاطی که باید تیره بشن:

دو طرف پیشانی

زیر گونه ها

دو طرف تیغه بینی و قسمت پایینی نوک بینی

داخل چین پلک بالا

 

  

 

 

اینها نقاطیه که در  اکثر صورتها ثابته. اما نقاطی هست که ما باید با توجه به فرم صورتمون تشخیص بدیم که تیره یا روشن بشن.

مثلا افرادی که صورتشون خیلی پهنه، دو طرف انتهایی گونه، نزدیک گوشها رو باید تیره کنند.

برعکس افرادی که صورتشون خیلی کشیده است باید گونه ها رو تا گوشها روشن کنند.

اونهایی که چونه شون زیادی فرو رفته است، روی چونه رو خیلی سفید کنند.

اونهایی که بینی شون قوز داره، روی قوز رو تیره کنند.

اونهایی که ابروهاشون صاف و بی مدله زیر نیمه خارجی ابرو رو کمی روشن کنند.

 

در کل قانون اینه:

 

نقاطی که باید برجسته تر به نظر بیاد رو روشن می کنیم (مثل زیر چشمهای گود و فرو رفته، نوک بینی ، بالای گونه و...)

 

نقاطی که باید فرورفته تر به نظر بیاد رو تیره می کنیم (مثل قوز بینی، زیر استخوان گونه، قسمت اضافی و گوشتی زیر نوک بینی های عمل نشده و...)

 

و قدم آخر یا مهم ترین قدم اینه که اینها رو محو کنیم توی هم. حالا یا با دست، یا با فوم یا ترجیحا روش یه لایه نازک کرم پودر بزنیم. در هر حال قرار نیست صورتمون تیکه تیکه به نظر بیاد. قراره سایه روشن های نامحسوس توی هم محو بشن.

 

رنگها رو در هم مخلوط می کنیم و مرزها رو محو می کنیم و بعد با خیال راحت روش آرایش می کنیم. اینجوری میشه این:

 

 

 

 

 

 

نیاین بگین من که هر روز نمی تونم همه این کارها رو بکنما! من هم می دونم هیچ آدم عاقلی هر روز این همه بلا سر پوستش نمیاره! من راهش رو به شما یاد می دم. تشخیص محل و زمان استفاده اش با خودتون! 


برچسب‌ها: پوشاندن ایراد های صورت, کانتورینگ, گریم صورت, میکاپ عروس, سایه روشن صورت
[ جمعه 4 مهر1393 ] [ 18:25 ] [ نگارا ] [ ]

 

این خیلی خوبه که همه ما داریم سعی می کنیم بیشتر به خودمون برسیم و آراسته تر باشیم. عالیه!

 

فقط باید حواسمون باشه که در بهترین لحظه ها و پیش مهم ترین افراد، خسته ترین چهره مون رو با آرایش ریخته و در هم برهم و کهنه نمایش ندیم. در ضمن کی جون داره روزی چند بار آرایشش رو پاک کنه و دوباره آرایش کنه؟

 

پس چیکار کنیم که اگر صبح یه آرایش مختصری برای دانشگاه یا محل کار یا خرید یا خلاصه بیرون رفتن کردیم، عصر یا شب کنار همسرمون یا اعضاء خانواده مون و یا در یه جمع دوستانه یا یه مهمونی، آرایشمون ماسیده و ریخته و کثیف و در هم بر هم نباشه؟ یا مثلا اگر یهو عصر که بیرون یا کلاس بودیم خبردار شدیم که قراره شب مستقیم از اونجا بریم مهمونی، چیکار کنیم که قیافه مون خوابالود و آرایشمون کهنه و ماسیده نباشه؟

 

چه جوری آرایش روز رو تر و تمیز کنیم و به آرایش شب تبدیلش کنیم؟

 

اول بگم که این توضیحات برای تر و تمیز کردن صورتی که چند ساعت قبل آرایش شده نوشته شده و بنابراین بعضی از قوانینی که قبلا گفته ام رو دور می زنه، چون موقتیه و هدف اصلی اش پوشوندن پف و خستگی و ماسیدگی صورته. از حالا بگم که آرایش اصلی تون رو اگر به این روش انجام بدین، اصلا قشنگ نمی شه. پس این یه آرایش تنبلونه روزانه نیست!

 

در قدم اول یه آینه جور می کنیم. حالا یا آینه تو کیفی، یا آینه دستشویی دانشگاه، یا آینه ماشین، یا دوربین موبایلمون. چیزهای دیگه ای که لازم داریم همراهمون باشه: گوش پاک کن، دستمال کاغذی، پن کیک و برس بزرگ گرد، مداد چشم، رژگونه با ته مایه صورتی و رژ با ته مایه گُلی، صورتی، سرخابی.

 

 از قبل چند تا گوش پاک کن می ذاریم تو کیفمون. با یک گوش پاک کن و کمی تف (!) زیر چشمهامون رو که ممکنه ریمل یا مداد چشم ریخته باشه، حسابی تمیز می کنیم. بعد چشمهامون رو یکی یکی می بندیم و با یه گوش پاک کن دیگه اون خطی که افقی وسط پلکمون افتاده و سایه مون توش جمع شده یا چرب و عرق کرده شده رو پاک می کنیم.

 

حالا یه دستمال کاغذی بر می داریم و تا جایی که می تونیم با حرکات ضربه ای کند و بدون مالیدن و پخش کردن، چربی یا براقی پوستمون رو می گیریم. منظورم از کندی حرکت اینه که هر بار که با دستمال به پوست ضربه می زنیم، کمی مکث کنیم تا چربی های خیلی ریز پوست جذب دستمال کاغذی بشن.

 

بعد با یه برس گرد چاق، مثل برس رژگونه یه کمی پن کیک به کل صورت می زنیم. این کار رو با پد (ابر) خود پن کیک نمی کنیم، چون نمی خوایم صدلایه روی پوستمون رو بپوشونیم. حتی اگر معمولا از کرم پودر استفاده می کنیم، برای این کار پن کیک نیاز داریم که چربی پوستمون رو بگیره. خیلی شل و بدون دقت و ریزه کاری، با حرکات چپ و راستی همه صورت رو به خصوص بینی و پیشونی رو با برس پن کیک می زنیم. یادتون باشه این لایه پن کیک قرار نیست دیده بشه و فقط نقش جذب رطوبت عرق و چربی پوست رو داره. پس یه لایه خیلی خیلی خیلی نازک و نامنسجم روی پوستمون می کشیم.

 

بعد با مداد چشم تیز و تمیز قسمتهای رنگ و رو رفته خط چشممون رو تجدید می کنیم. ممکنه گوشه داخلی یا خارجی خط چشم پلک بالامون به خاطر برخورد دست یا رطوبت چشم، پاک شده باشه. اون رو تجدید می کنیم. برای اینکه آرایشمون رو خاص تر کنیم و خستگی صورتمون رو کمتر کنیم، داخل پلک پایینمون رو خط مشکی می کشیم. چه چشممون درشته چه ریز، در این موقعیت این خط کمک می کنه خستگی چشم یا ورم زیر پلک که بر اثر کم خوابی یا خستگی ایجاد شده، کمتر دیده بشه.

 

قدم بعدی راحت و کوتاهه. یه لبخند به خودمون توی آینه می زنیم و روی برجستگی گونه ها رو (هر مدلی از صورت که داریم) کمی رژگونه صورتی می زنیم. رنگ صورتی باعث می شه چه پوستمون تیره است، چه روشن، یهو سرحال بیاد و شاداب دیده بشه. (البته این اثر موقتیه و فقط برای یه قرار یا مهمونی چند ساعته جواب می ده.) بعد هم رژی با ته رنگ گُلی یا صورتی پر رنگ می زنیم. برای اینکه خستگی صورتمون کمتر دیده بشه، بهتره ته رنگ صورتی و سرخابی توی رژمون دیده بشه.

 

ابروهامون رو با نوک انگشت رو به بالا مرتب می کنیم. عطرمون رو تجدید می کنیم. موهامون رو مرتب می کنیم. اگر در دانشگاه یا محل کار غذا خورده ایم، لای دندون هامون رو توی آینه چک می کنیم. اگر مدتیه چیزی نخورده ایم یه نصفه آدامس می ذاریم توی دهنمون (من جویدن آدامس درشت رو خانمانه نمی دونم) و تموم!

 

مراحل اختیاری که می تونیم اگر بخوایم و لوازمش همراهمون باشه، اضافه کنیم:

 

با نوک انگشت کمی سایه شیری براق به بالای پلک بالا و زیر ابرومون بزنیم.

با مداد ضخیم یا سایه سفید یا نقره ای، گوشه داخلی چشممون رو یه کمی سفید و تمیز کنیم.

مسواک کنیم.

رول دئودورانت (مام) بزنیم.

 


 

یادآوری مناسبتی:

 

توی محیط دانشگاه چی بپوشم؟ چی نپوشم؟

چه جوری با مقنعه آراسته و خوش تیپ باشم؟

عینکی هستم. چه جوری آرایش کنم؟

در محیط اداری چه کیف و کفشی انتخاب کنم که خاص باشه؟

فهرست مطالب چی نپوشیم؟

 


برچسب‌ها: تجدید آرایش, آراستگی
[ دوشنبه 24 شهریور1393 ] [ 23:58 ] [ نگارا ] [ ]
 

 

 

نگارا جان برای رفتن به باشگاه چیا باید بخرم؟ اولین باره می خوام برم و نمی دونم چه شلواری از چه جنسی مثلا باید بخرم یا هر چیز دیگه ای که لازمه . ممنون می شم برام توضیح بدی

 میشه یه پست راجع به تیپ باشگاهی بزارید لطفا؟!خیلی ممنون

 سلام نگارا جون میشه یه پست هم راجب اینکه وقتی میریم باشگاه چی بپوشیم و چه جوری آرایش کنیم بذاری؟

سلام نگارا خانوم میشه بگین وقتی میریم باشگاه چی بپوشیم؟؟

 یکی از دوستان تو نظرات پست قبل گفته بودن یه پست درباره ی لباس پوشیدن و آرایش موقع باشگاه رفتن بذارید، منم دقیقا همینو میخواستم بگم. آخه یکی دوهفته دیگه میخوام برم کلاس ایروبیک اونم هر روز تا آخر تابستان، چون دیگه از اول مهر نمی تونم منظم برم....آداب لباس پوشیدن و آرایش و یه عالمه نکته ی ریز و درشت دیگه

 راستي ميخوام كه پيلاتس رو شروع كنم از يك هفته بعد .. كاش كه بشه يه پست عالي مثه همه پستات درمورد لباس ها و وسايل باشگاه و استخر بذاري

  

 

 

آدینه عزیز، فرناز عزیز، نازنین عزیز، سهای عزیز، فرشته عزیز و دوستان عزیز ذیگه

چَشم!

 

بستگی داره شما بخواین در باشگاه چه ورزشی بکنین، اما به طور کلی لباس کشی، نرم و نسبتا چسبون به بدن، برای باشگاه رفتن از همه چیز مناسب تره. شما یه تاپ و یه شلوار یا شلوارک لازم دارید که می تونید بسته به نوع هیکلتون و ورزشتون، مدل اونها رو انتخاب کنید. این تاپ و شلوارک رو می تونید در نوع چند صد هزارتومنی از فروشگاههای لوازم ورزشی و در نوع چند ده هزار تومنی از فروشگاههای تربکو و لباس راحت بخرید.

  

 

 

 چند تا نکته که باید بهشون توجه کنید:

 

* بهتره لباس برای باشگاه خیلی گشاد نباشه، به خصوص برای کار کردن با دستگاه.

چرا؟  اولا اینکه لباس  گشاد جوری بدن شما رو می پوشونه که مربی شما ممکنه نتونه تشخیص بده که شما حرکتی رو غلط انجام می دین و بنابراین به اعضاء بدنتون، مثلا کمر یا شانه ها فشار بیاد. دیگه اینکه لباس گشاد ممکنه لای دستگاه ها گیر کنه و نه تنها براتون دردسر ایجاد کنه، بلکه حتی یه وقت خطر هم پیش بیاره. مناسب ترین لباس برای باشگاه و ورزش از نظر من تاپ آستین حلقه ای و شلوار نرم و تقریبا چسبون تا اواسط ساق پا است.

 

* برخلاف اون چیزی که آدم فکر می کنه، لباس باشگاه رو صد در صد نخی نگیرید چون جنس نخی خیلی خیلی رطوبت رو به خودش جذب می کنه و باعث می شه زمان از یک ربع که بگذره، لباس عرقی و نفرت انگیزی به بدن شما بچسبه، در حالیکه لباس هایی که درصد بالاتری پلی استر یا نایلون دارند، عرق رو کمتر جذب می کنند و عرق خودش خشک می شه.

 

* لباس باشگاهتون رو وحشتناک تنگ هم نگیرید جوری که نفستون بگیره یا گرمتون بشه. کیپ بدن یا کمی آزاد تر کافیه.

  

* شیک تر اینه که لباس باشگاه تک رنگ، ساده و بدون طرح باشه و رنگهاش به هم بیاد. اما کلا اون قدر هم مهم نیست که سر تا پا یکرنگ باشید. اصولا سرتاپا یک رنگ زیاد قشنگ نیست. بهتره مثلا تاپتون رو همرنگ راه های کناری یا مارک شلوارتون و جفتش رو در رنگهایی که به هم میاد انتخاب کنید.

 

* برای ورزشهای آرام تمرکزی و قدرتی و تعادلی-کششی مثل یوگا یا پیلاتس رنگهای روشن و سرد در نظر بگیرید و برای ورزشهای پرهیجان و پر انرژی هوازی مثل اروبیک، زومبا، اسپینینگ و غیره رنگهای تند یا تیره.

 

* برای زیر بالاتنه لباستون، به خصوص در ورزشهای پر تحرک که پرش یا دویدن زیاد دارند، برای جلوگیری از افتادگی سینه ها، شما به یه س*و*ت*ی*ن ورزشی نیاز دارید. این عکسش:

 

 

این لباس یه چیز خیلی سفت و کشیه که سینه ها رو سفت نگه می داره و کمی هم تخت می کنه و می چسبونه به قفسه سینه و به ویژه برای توت فرنگی ها بسیار لازمه. چسبوندن سینه ها به قفسه سینه باعث می شه موقع جهش و پرش، فشار و حالت پرشی به بالاتنه شما منتقل نشه و سینه ها کش نیاد و افتاده نشه. این لباس رو هر چی بیشتر براش پول بدین، بیشتر آش می خوردین! بنابراین هر چقدر که می تونین روش سرمایه گذاری کنین، چون می ارزه.

 

توت فرنگی ها و خانمهایی که بالاتنه درشت تر دارند این لباس رو از جنسهای سفت تر و کمتر ارتجاعی بگیرند و توجه کنند که بندهای پهن تری داشته باشه. هر جقدر موقع دویدن یا پرش سینه های شما کمتر تکون بخورن، بهتره.

 

روی این لباس می تونید تاپ بپوشید یا کلا به جای تاپ بپوشیدش چون جنسش ضخیمه. در هر حال هیچ اشکالی هم نداره که این مورد بندهاش از لابه لای بندهای تاپتون بیاد بیرون. این استثناء است.

 

 

 

 

>>> دیگه چی لازم دارید؟

 

کفش!

موقع ورزش کردن، چه در باشگاه، چه در خونه، چه پیاده روی و چه حتی طناب زدن، شما به یه کفش ورزشی خیلی خوب نیاز دارید. هر چقدر کفش شما با کیفیت تر باشه، بالشتک زیرین برجسته تری داشته باشه و نو تر باشه، فشار کمتری به کمر، زانو، مچ و کف پای شما میاد.

توضیح قبلی من رو درباره خرید کفش ورزشی در این پست بخونید.

چه لباسهایی باید توی کمدم داشته باشم : قسمت سوم، کفش

 

 

 

با کفش باشگاهتون جوراب نخی ساق کوتاه در رنگهای روشن بپوشید.

 

برای ورزشهایی مثل یوگا و پیلاتس شما باید پابرهنه باشید. بنابراین قبل از صرف هزینه، از منشی باشگاه درباره ملزومات ورزش مورد نظرتون سوال کنید.

 

نکات مهم دیگه:

 

* در ورزشهای پرتحرک مثل اروبیک، حتما یک حوله کوچیک برای خشک کردن عرق و یک بطری آب نسبتا خنک (ولی نه خیلی خنک) همراهتون باشه.

 

* استفاده از زیورآلات مثل گوشواره یا انگشتر در باشگاه اصلا باکلاس نیست و چه بسا در استفاده از دستگاه ها خطرناک هم هست. تیپ ورزشی یه تیپ ساده و کاربردیه. بهتره حتی حلقه ازدواجتون رو هم در بیارید و در لاکر بگذارید. تنها چیزی که قابل قبوله، ساعت هایی با مدلهای اسپرت و ساده است.

 

* بهترین مدل مو در باشگاه دم اسبی ساده و مرتفعه (مثل عکس بالای پست). یعنی موهاتون رو در قسمت عقب و بالای سرتون با کش ساده ببندید. اینجوری هم موها توی توی چشمتون نمیاد و هم دورتون نمی ریزه که عرق کنید. برای ورزشهایی که حرکات خوابیده و طاقباز دارند، باید موهاتون رو باز کنید یا اونقدر بالا ببندید که بتونید راحت به پشت بخوابید و سرتون رو صاف روی تشک بگذارید. بنابراین از کشی استفاده کنید که راحت در بیاد. باز هم زرق و برق شیک نیست. کلیپس هم در باشگاه مثل زیورآلات اضافه است و اصلا باکلاس نیست.

 

* آرایش در باشگاه باید یا اصلا انجام نشه یا خیلی خیلی کم باشه. مثلا اگر یه لایه ضخیم کرم پودر بزنید که صورتتون غرق در عرق شه، هیچ جالب نیست. بهترین کار رفتن بدون کرم پودر یا با کرم پودر خیلی سبک، آرایش چشم در حد بسیار ملایم (خط چشم باریک و/یا کمی ریمل مختصر ترجیحا ضدآب) و یه رژ خیلی ملایمه. افرادی در باشگاه که خیلی سنگین آرایش می کنن بدونن که بقیه پشت سر اونها کلی می خندن. البته مسخره کردن هم کار صحیحی نیست، اما بد نیست بدونیم پشت سرمون چیا می کن.

 

* اینکه بعد از باشگاه دوش می گیرید یا نه به خودتون مربوطه، اما حتما لازمه قبل از باشگاه دوش بگیرید و با بدن بدون عرق و تازه شسته شده، و بدون موهای زائد به باشگاه برید. برای قبل از ورزش از دئودورانت رولی یا صابونی (مثلا رکسونا یا نیوآ) و برای بعد از ورزش و موقع لباس پوشیدن از اسپری برای زیر بغل استفاده کنید. البته منظورم از اسپری، یه چیز کم بو یا با بوی صابونیه مثل نیوآی سفید. نه اسپری رایحه دار.

 

* هیچ وقت توی باشگاه عطر سنگین و گرم نزنید. یا اصلا عطر نزنید و یا سبک ترین و خنک ترین عطرتون رو در حد یه قطره کوچولو بزنید. یادتون باشه همه تو باشگاه در جستجوی یک مولکول اکسیژن هستند.

 

* در راه باشگاه تیپ ساده و اسپرت داشته باشید و لوازم مورد نیاز و لباسهاتون رو در ساک یا کوله ورزشی همراهتون ببرید.

 

این رو هم بگم، لباس باشگاهتون رو ساده، نرم و راحت انتخاب کنید و از نشون دادن قسمتهای بد مدل هیکلتون نترسید. باشگاه جای آدمهاییه که می خوان خوش هیکل تر شن.

 

 


 

 

پی نوشت:

تعداد بازدید کننده های این وبلاگ از یک میلیون گذشت!!!


برچسب‌ها: باشگاه, لباس ورزشی, لباس برای باشگاه
[ سه شنبه 18 شهریور1393 ] [ 15:56 ] [ نگارا ] [ ]

 

یه اصطلاحی توی زبان انگلیسی هست که می گه مثلا: I've fallen off the wagon. یعنی : من از روی قطار افتاده ام پایین!  معنی این اصطلاح اینه که من سهوا و به دلیلی از عادتهای خوبم یا برنامه ریزی های خوبم عقب و جدا افتاده ام.

 

امروز می خوام براتون راجع به زمانهایی که از قطار پایین می افتیم صحبت کنم. بعضی از ما کلا برنامه ریزی نداریم و زندگی رو به حالت هرچه پیش آید، خوش آید جلو می بریم. بعضی دیگه، برنامه ریزی زیاد می کنیم ولی بعد از دو، سه روز از قطار می افتیم پایین و قطار می ره و ما جا می مونیم. اما بعضی دیگه از ما، معمولا قطار عادتهامون سرِ موقع و مرتب و طبق برنامه از این ایستگاه به اون ایستگاه حرکت می کنه. بیشتر اوقات در حال رسیدگی به خود و اولویت هامون هستیم و زندگی رو به سمت جلو هدایت می کنیم.

 

هنر ویژه ای هم نیست ها! اما مثلا من معمولا حس می کنم جزو این دسته از آدمها هستم. برای بیشتر کارهام برنامه ریزی دارم. حواسم به خودم، پوستم، ناخنهام، وزنم، میزان فعالیتم، کارهای خونه ام، کارهای سایتم، شغلم، مشاوره هام، مطالعه ام و... و... هست. هیچ هم قصد ندارم پز بدم. صبر داشته باشین و به خوندن ادامه بدین!

 

نمی دونم شما تا حالا اسباب کشی کرده اید یا نه، یا اینکه به عنوان خانم خونه اسباب کشی کرده اید یا نه. چون تا وقتی شما فرزند خونه باشید، اسباب کشی یه جور تفریح و مسافرت هیجان انگیز و بامزه است. من یک بار در 18 سالگی تجربه اش کرده ام. اصلا نفهمیدم چی شد. فقط گربه جونم رو بغل کردم و رفتم توی ماشین نشستم و رفتم خونه جدید. (گربه ام چند سال بعد مُرد. لطفا سوال نکنید!)

 

در هر حال، به من اینجوری گذشت که حدود 20 روز قبل از اسباب کشی برنامه جابه جایی ما قطعی شد و من که از همسرم وقت بیشتری در خونه دارم (مخصوصا ننوشتم وقت آزاد بیشتری!) شروع به جمع آوری و خرید کارتن، نایلون محافظ حبابی، روزنامه، طناب، سلفون، چسب پهن و ... کردم و بعد مشغول به جمع آوری لوازم شدم. دردسرتون ندم. من هر روز 8-10 ساعت از صبح تا شب بسته بندی می کردم و تموم نمی شد! شاید چون من و همسرم بچه سالهای جنگ هستیم انقدر چیز دور و برمون جمع کرده ایم! چون از قحطی در رفته ایم!

 

القصه... 73 تا کارتن و 19 بسته کتاب بعد از این ماجرا، من به خودم اومدم و دیدم که اوووووه... قطار برنامه ها و رسیدگی به خودم و زندگی ام دووووووررررر شده، نقطه شده و از دور دودش به سختی پیدا است.

 

اول از همه دستهام! دستهای قشنگم! دستهام که خیلی دوستشون دارم و همیشه آراسته و مرتب نگهشون می دارم. ناخنهای قشنگم! دستهام شبیه دستهای خانمی شده بود که سالهاست سر چهار راه فال می گیره. پوست دستم خشک خشک، دور تا دور ناخنهام تَرَک خورده و جویده شده، همه ناخنها شکسته، جا به جای پوستم کهیر زده و در حال خارش از گرد و غبار. دست ورم کرده از اینکه که هزار بار باهاش طناب دور کارتنها رو کشیده و محکم کرده بودم و گره زده بودم. دستهای یک ملوان! روزهای اول با اینکه دستکش دستم می کردم هی لاکم پاک می شد و من هر شب برای اینکه اثبات کنم خیلی شیکم، دوباره لاک صورتی نئونی ام رو می زدم! چند روز بعد متوجه شدم اینجوری نمی شه و لاک صورتی خیلی کمرنگ صدفی زدم که وقتی سرش پاک شد، تا یکی دو روز خیلی پیدا نباشه. روزهای آخر لاک که پاک شده بود هیچ، اصلا نمی دونستم لاک یا کرم دور ناخنم، یا کرم های دستم، یا وازلین لعنتی یا اصولا هر جور چیزی کجا است و اصولا من کی هستم و اینجا کجاست!

 

پوست صورتم از کار کردن بین گرد و غبار، چِرک مُرد شده بود. اصلا باید می رفتم سر خیابون فال می فروختم! چند تا جوش بزرگ روی گونه ها و پیشونی! جون و فرصت و اراده آرایش تعطیل! لباسهای قشنگ و علاقه به پوشیدنشون جمع و بسته بندی شده! کپه کپه مویی که می ریزه و میاد توی دستم و من حتی حال ندارم فکر کنم قرصهای تقویتی متعددم کجاست!

 

هفته آخرِ اون خونه و هفته اولِ این خونه، نه جونش بود، نه اعصابش، نه اراده اش، نه سبزیجات و موادش که بخوام غذای رژیمی درست کنم. انقدر فست فود و پلو توی پلوپز و تون و... خوردیم که وزنم 4 کیلو رفت بالا! خوبه تا بعدتر اصلا ترازوم دم دستم نبود. تقویمم هم نبود. شعور و عقل و اراده ام هم نبود! پس مهم نبود!

 

شب آخر که فردا صبحش قرار بود باربرها با کامیون بیان، نصف شب در حالی که هنوز هزار کار مونده بود، از شدت استخون درد، کتف درد، شانه درد، گردن درد، کمر درد و بیحسی اعضاء و جوارح(!) روی کف کثیف آشپزخونه به حالت سجده ی لهیده با دستهای دراز و گونه روی زمین در اومدم و نییییم ساعت همون جوری افتادم و به هیچ چیز جز قطاری که هیچ خبری ازش نبود، فکر نکردم. انقدر خودم رو سرزنش کردم که اجازه داده بودم بی ریخت و داغون و شلخته و چاق بشم که کم مونده بود همون جا جان به جان آفرین تسلیم کنم! داشتم دق می کردم از زشتی و خستگی! تا اینکه همسرم بالاخره من رو توی اون نقطه و وضعیت فجیع پیدا کرد و حسابی دلداری ام داد؛ که مهم نیست اگر کارها تموم نشه. که فوقش روز بعدش یه وانت دیگه می گیریم. که خودم و خودمون از همه چیز مهم تریم. که دوباره به خودم می رسم، آرامش پیدا می کنم و خوشگل می شم.

 

امید! امید! اگر امید نبود، ما آدمها نبودیم! «زن چاق» عزیز و دوستان دیگه ای که چاق شده اید، به خودتون نمی رسید، از خودتون متنفرید، از اراده نداشتنتون متنفرید، از اینکه به خودتون نمی رسید خسته اید... در بدترین لحظات، امید رو ته دلتون پیدا کنید.

 

من همون جا در حالت سجده لهیده ویژه ای که داشتم، خودم رو بخشیدم. خودم رو بخشیدم که به خودم کم رسیده بودم. به خودم اوکی دادم که فرداش لباس بی ریخت ست نشده بپوشم، آرایش نکنم و جلوی دوست همسرم که می اومد کمکمون شبیه کارگر ساختمون باشم! به خودم اوکی دادم که نتونم همه چیز و همه کار رو با هم انجام بدم. به خودم اجازه دادم چند روز با خیال راحت به خودم نرسم و داغون و بی ریخت باشم و یکی دو کیلوی دیگه چاق بشم.

 

حس خوبی بود. یا باید همون لحظه سرم رو می گذاشتم می مردم، یا باید خودم رو می بخشیدم و ریشه عذاب وجدان خانمان سوز رو می خشکوندم. و من این دومی رو انجام دادم. پا شدم. در عین شلختگی بقیه کارها رو کردم. صبحش با قیافه چرک مُرد جلوی دوست همسرم ظاهر شدم. با باربرها سرو کله زدم. در هفته بعدش یک خروار پلو و ساندویچ و پیتزای دیگه خوردم.

 

به محض رسیدن به خونه جدید اولین کارتنهایی که باز کردم لوازم آرایشی بهداشتی و کارتن داروها بود. در عرض یک هفته شروع به خوردن مجدد قرصهای تقویتی و ویتامین ها کردم. هر شب مثل سابق و بیشتر از قبل به دست و صورت و دور چشمم کرم و روی جوشهام دارو زدم. شامپوهای مختلفم رو درآوردم و حسابی موهام رو صفا دادم. روزی چند بار ناخنهای دست و پام رو با کرم های مختلف و وازلین ماساژ دادم. برای کهیر های دستم پماد تهیه کردم و هر کاری که نمی شد با دستکش انجام داد رو هم با دستکش انجام دادم، هر چند که بیشتر طول کشید. تقویمم رو پیدا کردم.

 

شب اول لاک سرخابی ام رو دوباره زدم و به دستهای شترگاوپلنگم خندیدم. انگار که فال فروش سر خیابون لاک بزنه و بخواد بره عروسی. سر یک هفته رفتم سبزیجات خریدم و چسبیدم به رژیمم. حلقه هولاهوپم رو سرهم کردم و توی فضای تنگ بین کارتنها ورزش کردم. کارهای خوب کردم و به خودم ستاره دادم.

 

قطار من که رفت، من از اون قطار جا موندم. اما دارم برای خودم تکه تکه یک قطار جدید می سازم. هر روز واگنهای جدیدی درست می کنم و به قطارم اضافه می کنم. دیگه چیزی نمونده که قطارم به اندازه و ابهت و زیبایی قطار قبلی برسه. همه برنامه ها برگرده سر جاش. من دوباره بشم همون نگارای قبلیِ سوار بر قطار تندرو. چیزی نمونده! خوشحالم که اون شب دست از سر خودم برداشتم و نمردم!

 

شما دوستان چی؟ تو که چاق شده ای؟ تو که سالهاست برای خودت چیزی نخریده ای و به خودت نرسیده ای؟ تو که زندگی ات در نگهداری از فرزند دلبندت خلاصه شده و برای دل خودت هیچی نمونده. تو که در درس یا کار غرق شده ای و مدتهاست می گی یه روز به خودم می رسم؟ تو که آرایش یا کرم زدن رو جنبه ای از دلخوشی و رفاه می دونی که الان توی زندگی ات نیست؟ تو که منتظری بالاخره شنبه بیاد و رژیم بگیری؟ تو که از زبون اطرافیان در امان نیستی و دلت نمی خواد هیچ جا بری و هیچ کس رو ببینی؟ تو که دلت می خواد برگردی به پنج سال و ده سال قبل وقتی خوش تیپ و خوش هیکل بودی؟

 

تو و تو و تو! بیاین برام بنویسین که می خواین چقدر به خودتون فرصت بدین تا قطار جدیدی بسازین و چه کارهایی باید بکنین که بهش برسین. این قدم اوله. قدم اول رو با من بردارین!

 

[ یکشنبه 9 شهریور1393 ] [ 20:25 ] [ نگارا ] [ ]

 

دوستان سلام

 

باز شد! باز شد! چقدر دلم براتون تنگ شده بود!!!!

 

از همه تون ممنونم که دنبال من گشتین و نگران من و چی نپوشیم شدین و دلتون برامون تنگ شد!

 

ازتون ممنونم که برای پیدا کردن من وبلاگ تاسیس کردین و با کارآگاه بازی دنبال من گشتین! 

 

ازتون ممنونم که کلی گوگل و سایتهای مختلف رو سرچ کردین دنبال چی نپوشیم؟

 

می دونم خیلی هاتون نتونستین چیزی پیدا کنین و کلی نگران موندین. ازتون ممنونم.

 

خیلی هاتون من رو پیدا کردین و بهم دلداری و امید دادین تا کارهای رفع فیل*تر رو پی گیری کنم. ازتون ممنونم.

 

خیلی هاتون باور نکردین که چی نپوشیم 2 که برای خبر رسانی باز کردم واقعی باشه، اما با نگرانی سر زدین ببینین چی می شه. ازتون ممنونم.  

 

خیلی هاتون سعی کردین مطالب و نکات قبلی رو که یادداشت کرده بودین برام جمع آوری کنین که بتونم دوباره سر پا شم. ازتون ممنونم.

 

از بلاگفا هم ممنونم برای امانت داری اش که همه مطالب و نظرات رو برامون امن و دست نخورده نگه داشت.

 

خوشبختانه ظاهرا اشتباهی شده بود و مطالب بدون کم و کاست و تغییر دوباره در اختیار ما است. من تا حالا رعایت کرده بودم و از این به بعد هم با همون رویه پیش خواهم رفت. از شما هم ممنونم که در بخش نظرات حدود عرفی و قابل قبول رو حفظ می کنید.

 

همین جا با هم عهد ببندیم که اگر مشکلی ایجاد شد، شما با من با این ایمیل یا این نشانی وبلاگ برای خبر رسانی ارتباط برقرار کنید تا همدیگه رو گم نکنیم.

 

chi.napooshim@gmail.com

 

www.chi-napooshim2.blogfa.com

 

و خبر خوب اینکه به زودی در این مکان پست جدید نصب خواهد شد. لطفا سوالات رو بگذارید در پست جدید بپرسید. یه کمی به من فرصت هماهنگی کارهام رو بدین. بعد مثل معمول پاسختون رو می دم.

 

ازتون ممنونم. خوشحالم که هستین.

 

 


مخاطب خاص نوشت : H عزیز، ازت ممنونم که کلی از وقت با ارزشت رو گذاشتی و توی این چند روز از اون سر دنیا برام تند و تند بخش نظرات رو سیو کردی.

 


 

جمعه نوشت: مشغول پاسخگویی یه سوالات باقی مونده از پست آخر هستم.

[ سه شنبه 4 شهریور1393 ] [ 19:48 ] [ نگارا ] [ ]

 

 

من 25 سال سن دارم و مجردم. اندامم موزی و ظریفه و سینه های نسبتا کوچیکی هم دارم. می خواستم بپرسم که شما تجربه ای در زمینه ی استفاده از کرم های بزرگ کننده ی سینه دارین؟ ... و بعد هم این که من سینه هام یه دو طرف بدنم مایلند و درست روبه رو نیستند. می خواستم ببینم این مساله راه حلی داره یا نه... پیشاپیش ممنون از کمکت!

 

 

ریحان عزیز

آرزوم این بود که در عصری زندگی نمی کردیم که انقدر تلویزیون و اینترنت و انواع رسانه ها تصویر خانمهای نی قلیونی در عین حال بسیار انحنا دار و جذاب رو همراه با قیافه بی نقص و موهای عالی و پوست پرفکت شبانه روز توی چشم ما بکنند که همه مون بریم توی وسواس درباره نقایصمون و فکر کنیم همه همون هستند جز ما... به خصوص که ما بین افرادی زندگی می کنیم که بعضا ظاهر و باطنشون یکی نیست و به سادگی عیب هاشون رو مطرح نمی کنند و همه می خوان از خودشون یه ظاهر بی نقص به نمایش بذارند.

 

واقعیت اینه که زن های واقعی که خارج از صفحه تلویزیون زندگی می کنند همه عیب هایی دارند. برو و اندازه ها رو در بخش فرم هیکل بخون. یکی سینه هاش زیادی کوچیکه، یکی سینه هاش زیادی بزرگه، یکی باسنش کوچیکه، یکی باسنش زیادی بزرگه، یکی قدش کوتاهه، یکی قدش زیادی بلنده، یکی پوستش خرابه، یکی موهاش می ریزه، یکی موهاش زبره، یکی بینی اش بزرگه، یکی گونه نداره، یکی زیادی گونه داره، و... و... و... مثل خود من.

 

به دلیل همین تبلیغ ها و صحنه هایی که شبانه روز جلوی چشم ما و همسرانمون رژه می رن، بیزنس های زیبایی و زیبا کننده از سطح جراحی تا پماد و ورزش تا... سطح ورد و جادو داره از فرط رونق می ترکه.

 

واقعیت اینه که سینه های واقعی و عمل نشده، یا کوچیک هستند و از هم جدا می ایستند، یا بزرگ هستند و به هم می چسبند اما به خاطر وزنشون افتادگی بیشتری دارند.

 

عکس رو با دقت نگاه کن چون مهمه بدونیم سینه ها از چی تشکیل شده اند. اگر این رو بدونیم، متوجه می شیم که آیا ادعای کرم ها و پمادها در بزرگ و کوچیک کردن سینه صحت داره یا نه.

 

 

واقعیت اینه که پماد می تونه جذب پوست سینه بشه و موقتا پوست رو شل تر (بزرگ تر) یا سفت تر (کوچیکتر) نشون بده، اما زیر پوست سینه، بافت چربی و غددی که اصل حجم سینه رو تشکیل می ده با پماد اندازه اش تغییر نمی کنه. همین طور ورزش که روی عضله سینه اثر می گذاره، می تونه عضله رو کمی تپل تر کنه اما در بالاکشیدن قابل توجه بافت اصلی سینه یا بزرگ کردن اون بی تاثیره.

 

تنها چیزی که می تونه سینه رو بزرگ تر و برجسته تر و نزدیک تر به هم نشون بده، یه جسم خارجیه که زیر بافت چربی یا عضله قرار بگیره و اون رو هل بده به سمت خارج. اسم اون جسم خارجی پروتزه. جنسش معمولا از سیلیکونه و حسش مثل پاستیله. و راه قرار دادنش در اون منطقه هم فقط عمل جراحیه.

 

من چون در این پست قصد تبلیغ و تبادل نظر درباره جراحی رو ندارم، بیش از این توضیحی نمی دم. اما می تونم به طور خلاصه بگم که پماد ها و ورزش تاثیر چشمگیری در تغییر سایز یا جلوگیری از افتادگی سینه ندارند.

 

همین طور افرادی که خیلی لاغر هستند با افزایش 5-6 کیلو تغییر خاصی رو در سایر سینه هاشون نخواهند دید. بیشتر از اون هم اگر چاق بشن، بقیه بدنشون هم به همون نسبت چاق می شه و در مقایسه بازهم سینه هاشون کوچیک به نظر میاد.

 

بهترین روش اینه که عیب های خودمون رو در کنار خوبی های اون بپذیریم و با یادگیری روشهای پوشوندن عیوب بدن در لباس پوشیدن و بهره گرفتن از تکنولوژی روز در تولید لباس و لباس زیر، بتونیم بدنمون رو به بهترین شکلی که می شه و منطقیه، در بیاریم. یک بار دیگه عکس بالای مطلب رو نگاه کن. زن ها و دخترهای واقعی ابعاد متنوعی دارند. همه هم زیبا هستند.

 

 

 


 

پی نوشت: عزیزان، من هنوز و در هفته آینده هم موقتا خیلی خیلی سرم شلوغ خواهد بود. بنابراین ازتون می خوام برای اینکه بخش نظرات ساعتهای متمادی بسته نباشه و همه بتونن از امکان پرسیدن سوال استفاده کنند، تا جایی که می تونید فقط سوالهای واجب و کوتاه بپرسید و اگر من چند روز نبودم نگران نشید. چند تا مشغله همزمان برام پیش اومده اما هیچ کدوم چیز بدی نیست خوشبختانه. پس کمک کنید با همکاری هم در این چند روز اینجا رو سرپا نگه داریم. البته کامنت ها و نظراتی که حاوی سوال نیست و نیاز به پاسخ نداره از این قاعده مستثنی هستند و تایید خواهند شد.

[ پنجشنبه 9 مرداد1393 ] [ 23:14 ] [ نگارا ] [ ]

 

نگارا جان سلام. من تازه عقد کرده ام و ایشالا عید عروسیمه. می خواستم بدونم چی کار می تونم بکنم که از حالا برای جشنم آماده بشم و اون موقع همه چیزم به خصوص پوست و مو و صورتم عالی باشه؟

 

مینای عزیز

اول از همه مبارکه و امیدوارم خوشبخت بشی. اگر از حالا برنامه ریزی کنی، برای روز عروسی ات همه چیزت می تونه در بهترین حالت باشه. پس یه تقویم بذار جلوت و شروع کن:

 

وقتی تازه نامزد یا عقد کرده ای:

 

وقتی تازه نامزد کرده ای زمانیه که هر کی بهت می رسه می خواد حلقه یا انگشترت رو توی دستت ببینه. الان وقت مناسبیه که کرم نرم کننده دست و ناخن بخری و اون جوری که توی این پست یاد داده ام، ناخنهات رو مرتب و مانیکور شده نگه داری.

 

 

8 ماه مونده به جشن عروسی:

 

بیشتر خانمهای متاهل، اگر ازشون بپرسی «در مورد جشن عروسی ات از همه بیشتر حسرت چی رو می خوری؟» یا «اگر می تونستی برگردی عقب، برای جشنت چیکار می کردی؟» می گن : «کاش خودم رو لاغر تر و خوش هیکل تر کرده بودم.» اینو من واقعا خیلی زیاد دیده ام. به خصوص بین خانمهایی که سالهای بعد از ازدواج وزنشون رو کم می کنند و بعد با این حسرت می مونند که کاش زودتر دست به کار شده بودند تا توی عکس های عروسی شون خوش هیکل تر بودند. الان بهترین فرصته که با مراجعه به پزشک یا کارشناس تغذیه، یا مراجعه به بخش دوم این پست شروع به کنترل و کاهش وزن کنی. در ضمن اگر شروع به ورزشهای هوازی مثل پیاده روی در حد 3-4 روز در هفته نیم تا یک ساعت بکنی، با سرعتی که کمی نفس نفس بزنی، و روی ورزشهای موضعی مثل حلقه هولاهوپ برای لاغری کمر تمرکز کنی، تا زمان جشنت به بهترین وضعیت خودت می رسی.

 

 

7 ماه مونده به جشن عروسی:

 

بیشتر لباس عروس ها یقه باز یا دکلته هستند و شونه و بالای سینه شون بازه. الان فرصت خوبیه که شروع به لایه برداری ملایم و سبک از پوست صورت و گردنت بکنی. یک اسکراب صورت و یک اسکراب بدن تهیه کن و هفته ای یک بار طبق توضیحی که در این پست داده ام، ازش استفاده کن. یادت باشه که از دو هفته جلوتر از جشن استفاده از اسکراب و لایه بردار رو قطع کنی تا پوستت روز عروسی ملتهب یا قرمز نباشه.

 

 

6 ماه مونده به جشن عروسی

 

الان فرصت خوبیه که برای تنظیم شرایط پوست و موهات به پزشک متخصص پوست مراجعه کنی. یادت باشه محصولاتی که پزشک برات تجویز می کنه، اقلا یک ماه بعد اثرش رو نشون می ده. پس با پشتکار و نظم از محصولاتی که بهت می دن استفاده کن و زود قضاوت نکن. یادت باشه در هر ویزیت مجددا تاریخ عروسی ات رو به پزشک یادآوری کنی تا بتونه بهتر برات برنامه ریزی کنه و نزدیک جشنت بهت دارو یا کرمی نده که پوستت رو ملتهب یا قرمز کنه.

 

 

5 ماه مونده به جشن عروسی

 

وقتهای اکثر آرایشگاههای خوب، به خصوص در فصل تابستان یا قبل از ماه محرم از 2-3 ماه جلوتر پر می شه. بنابراین الان فرصت خوبیه که شروع به پرس و جو و گشتن و دیدن آلبوم بکنی. اگر دو ماه به خودت فرصت بدی که با خیال راحت دنبال آرایشگاه بگردی، موفق می شی از آرایشگاه مورد نظرت در روز مورد نظرت وقت بگیری. یادت باشه وقتی آلبوم کارهای عروس رو می بینی، حتما دقت کن که عروس ها چقدر به تو شباهت دارند و توجه کن که آیا آرایشگر مورد نظرت چهره شبیه به تو رو خوب درآورده یا نه. یک کار خیلی خوب اینه که پنجشنبه ظهرها سر زده بری به آرایشگاههایی که در موردشون داری فکر می کنی و از نزدیک عروسی که آماده کرده اند رو ببینی.

 

 

4 ماه مونده به جشن عروسی

 

بخش مهمی از زیبایی عروسی به لبخند اونه. بنابراین یه نگاه صادقانه توی آینه بکن و ببین آیا اوضاع دندون هات خوبه یا نیاز به جرم گیری یا سفید کردن دارند. سفید کردن دندون رو به اصطلاح بلیچینگ می گن. بلیچینگ به دو روش انجام می شه. با مشورت با دندانپزشکت ببین بهتره بلیچینگ با مواد انجام بدی یا با لیزر. در هر صورت یکی دو جلسه بیشتر کار نداره، اما نباید خیلی نزدیک به جشن انجام بشه چون ممکنه دندونهات تا مدتی حساس باشه. بعد از انجام پروسه بلیچینگ مایعات و نوشیدنی های تیره مثل چای، قهوه و نوشابه رو محدود یا حذف کن.

 

 

3 ماه مونده به جشن عروسی

 

هرچی زودتر به فکر آبرسانی و تقویت موهات باشی، روز جشن موهات درخشان تر و زیباتر خواهد بود. از چند ماه قبل شروع به استفاده از سرمهای آبرسان و ماسکهای بدون آبکشی تقویت کننده بکن و حدود 3 ماه مونده به جشن، یک بار برای ماسک و ویتامینه مو برو آرایشگاه که بتونی از توصیه های حرفه ای برای ادامه روند مراقبت از موهات استفاده کنی. اگر موهات نیاز به کوپ (کوتاهی) یا مدل دادن دارند، از این دیرتر نرو آرایشگاه که هم مدل موهات تا زمان جشن جا بیفته و هم موهات زیادی کوتاه نشه. موی بلندتر و یکدست تر راحت تر برای جشن شینیون می شه.

 

 

1 ماه مونده به جشن عروسی:

 

الان دیگه وقتشه که ابروهات رو دست نزنی. از یک ماه مونده به جشن، بگذار ابروهات در بیاد تا آرایشگرت بتونه مطالبق طرحی که در ذهنش داره، اونها رو برات مدل بده و برداره. یادت باشه این دوره استثنائه و معمولا از یک ماه مونده به جشن تا زمان جشن، عروس ها از همیشه شلخته تر به نظر میان! ولی این عادتت نشه که بذاری ابروهات ناجور دربیاد. الان وقتشه که خیلی حواست باشه زیاد آب بخوری. ویتامین ث روزانه یا مولتی ویتامین فراموش نشه.

 

 

3 روز مونده به جشن عروسی:

 

به احتمال زیاد آرایشگرت بهت می گه که سه روز زودتر برای برداشتن و مدل دادن و رنگ ابرو، زدودن موهای زائد بدن و صورت بری آرایشگاه. حواست باشه از قبل بپرسی که مبلغ هزینه آرایشگاه شامل زدودن موهای زائد می شه یا نه، چون این قضیه در آرایشگاههای مختلف متفاوته. یادت باشه اگر از این دیرتر بری، ممکنه روز جشن پوستت هنوز ملتهب و قرمز باشه. پس اگر یک وقت آرایشگرت فراموش کرد، تو حتما این موارد رو باهاش چک کن. بهتره در این روز به جای بند انداختن از وکس یا حتی از اون هم بهتر شیو (بله ریش تراش مردونه) برای صورت استفاده بشه که یه وقت صورت روز جشن جوش نزنه.

 

 

1 روز مونده به جشن عروسی

 

ممکنه امروز همه کارهای عالم ریخته باشه روی سرت، شاید هم از اون عروس های ریلکسی باشی که روز آخر هیییچ کاری ندارند (خوش به حالت!!! یعنی میشه؟!) در هر حال باید حتما برای چسبوندن ناخن مصنوعی و طراحی اش یک روز ودتر بری آرایشگاه. این کمک می کنه که روز جشن مشکل خشک نشدن ناخن نداشته باشی و اگر چسبش شله و ناخنها کنده شدنی هستند این رو یک روز قبل تست کنی.

 

 

روز عروسی

شب قبل خوب بخواب. صبحانه بخور و یا خودت مقداری آجیل و چند تا شکلات و آدامس بردار. قرص ضد اضطراب هم از قبل می تونی از پزشک بگیری. چند تا سنجاق قفلی، سنجاق سر و سنجاق ته گرد و سوزن و نخ سفید و مشکی بردار. لاک بی رنگ و چسب ناخن، دستمال کاغذی، دستمال مرطوب، دو سه تا رژ با رنگ های متفاوت برای تجدید احتمالی رژی که آرایشگر برات می زنه. رول دئودورانت (مام) و عطر و پول اضافه برای آرایشگاه و انعام بردار. همه جزییات لباس و لباس زیرت رو چند بار چک کن و طلا و جواهرها و موبایلت رو فراموش نکن.

امیدوارم خیلی خوشبخت و زیبا باشی!

 


برچسب‌ها: برنامه ریزی, لباس عروس, اعتماد به نفس, آماده شدن برای عروسی, عروس
[ دوشنبه 30 تیر1393 ] [ 2:10 ] [ نگارا ] [ ]

 

 

از شما دوستان عزیز می خوام که این مطلب رو با آرامش و ذهن باز و دور از کینه و ناراحتی بخونید. امروز می خوام مطالبی رو در مورد سهل انگاری هایی بگم که خیلی وقت ها حتی خودم هم انجامشون داده ام. بنابراین خواهش می کنم ناراحت نشید، جبهه نگیرید و بهتون توهین نشه. فقط برای یادآوری می گم.

 

امروز با خانم محترمی برخورد کردم که موهای کوتاهش دسته دسته به هم چسبیده بود. از اونجا که این خانم بسیار با ظرفیت هستند و رابطه مون ظرفیت پذیرش این شوخی رو داشت (توجه، توجه، شما این روش رو امتحان نکنید!) نیمه شوخی و نیمه جدی از ایشون پرسیدم که «عزیز دل، شما نمی خواهی یه حمام بروی؟» ایشون با اعتماد به نفس هر چه تمام تر گفتند: «بابا تازه چهارشنبه حموم بودم..» حالا شما قیافه من رو مجسم کنید وقتی که امروز دوشنبه هفته بعده!!!!

 

اینه که می خوام بگم دوستان عزیز من، به خدا مردم کور نیستند. به خدا موهای دسته دسته به هم چسبیده و چرب تابلوئه. به خدا ریشه موی رنگ نشده و در اومده نه تنها از زیبایی شما کم می کنه، بلکه شخصیت شما رو هم به عنوان یه خانم مرتب و آراسته و باکلاس شاید ببره زیر سوال . شما که کیف چند صد هزار تومنی دستته، شما که هر شب شام رو از رستوران سفارش می دی، شما که یک دست لباس بچه نوزادت چند صد هزار تومن قیمتشه، من خانمی و شیکی و با کلاسی شما رو زیر سوال نمی برم. نوش جانت و دوستت دارم و برات خوشحالم که وضع مالی خوبی داری و آرزو می کنم همیشه مالت فراوان و پربرکت باشه و لذتش رو ببری... اما... یادت نره. مردم کور نیستند. 

 

شما خانمی که برای اینکه بتونی دو هفته دیگه بری آرایشگاه ابروت رو مدل بدی دو هفته از بالای پیشونی تا چشمت موهای درشت مشکی از هر طرف در میاد و با همین قیافه می ری سر کار. شما که بدون توجه به وضعیت موهای زائد بدنت تاپ می پوشی و دستهات رو که می بری بالا... به خدا ما کور نیستیم.

 

خانم جوان و مربی ورزشی که خیلی دوستت دارم و احترام برات قائلم. شما دوست عزیز شغلت جوریه که تمام مدت نگاه چندین نفر روی بدن شما است. آیا درسته که دوخت بخش مرکزی شلوارت شکافته باشه؟ آیا درسته که هر دفعه با دستهای سیاه بیای سر کلاس و بگی ببخشید بچه ها، من گردو خورده ام؟ گردو نوش جانت، اما شما که می دونی تو چشمی، برای حفظ آبروی خودت کاش یه دستکش یک بار مصرف دستت کرده بودی موقع پوست کندن گردو. کاش درزهای لباست رو چک کرده بودی که از ته سالن صدای خنده شاگردانت رو نشنوی.

 

یاد یه همکاری افتادم که چند سال پیش توفیق خدمت در کنار ایشون رو داشتیم. اون دوستانی که مستقیما کنار این خانم کار می کردند هر دو، سه روز یک بار با استیصال دور هم جمع می شدند و بحث می کردند که: « بَده بهش اسپری کادو بدیم؟ ببریمش همه با هم اسپری و مام بخریم؟ اگر اون نخرید چی؟ اگه استفاده نکرد چی؟»

 

طفلک اون دوست عزیز. دختر شلخته ای نبود اما متوجه بوی بدنش هم نبود. من همین جا می خوام به دوستان سبزه یه آگاهی بدم. عزیزان! میزان تعریق پوستهای تیره بیشتره و معمولا رایحه این تعریق از افرادی که پوستهای روشن دارند شدیدتر و گاهی ناخوشایندتره. پس شما که می دونی پوستت تیره است، باید حواست رو بیشتر جمع کنی. بدون که گاهی خودت متوجه نیستی اما اطرافیانت این رو حس می کنند. در ضمن چه سفید و چه سبزه، همیشه در اوقات خاصی از ماه باید بیشتر و بیشتر به رایحه بدنمون توجه کنیم.

 

من این پست رو ننوشته ام که این دوستان رو تحقیر کنم. این رو نوشتم که این دوستان رو از تحقیر نجات بدم. ازتون می خوام حواستون باشه چون بخشی از آبرو و احترام و اعتبار شما نزد دیگران با بی توجهی یا کور فرض کردن اونها از بین می ره. احترام به شخص مقابلتون برای شما احترام میاره. شما اگر شخص مقابل رو کور یا نفهم فرض کنید، به اون توهین کرده اید.

 لطفا این مطلب رو بخونید:

چیکار کنم همیشه خوشبو باشم؟

 

یه مطلب دیگه باز جهت یادآوری:

 

دوستان می دونید چقدر زشت و بی کلاسه که خط لباس زیرتون از زیر لباستون پیدا باشه؟ وقتی دامن یا شلوار تنگ می پوشید، حواستون به این نکته هست که خط لباس زیرتون پیدا نباشه؟ وقتی تاپ می پوشید، حواستون هست که بند لباس زیرتون دیده نشه یا اگر دیده می شه شکیل و مرتب و خوش رنگ باشه؟ خانمهای محجبه خیلی ساده ای رو دیده ام که اصلا متوجه نیستند که لباس زیری که انتخاب کرده اند باعث شده سینه هاشون از زیر مانتوی ساده اداری شون به صورت مثلث تیز و بد شکل بزنه بیرون و روی اون هم طرح توی توری اش از زیر پارچه مثلا کرپ مانتو پیدا باشه. خوب دلم می سوزه چون می دونم این عزیز، آخرین قصدی که داشته جلب توجه، اون هم به این عضو از بدنش بوده.

 

می دونید چقدر زشت و بدمنظره است که خانمی روی صندلی بشینه و جوراب زنونه نایلونی اش از شلوارش کوتاه تر باشه و کش بالای جوراب پیدا و چند سانتی هم گوشت فشرده شده ساق پا از بالای اون بزنه بیرون؟ حالا به این معادله موهای زائد دراومده رو هم اضافه کنید و ببینید که چقدر بد می تونه باشه.

 

من نمی گم بی جوراب بودن بده ها... یا با جوراب باشید، یا بی جوراب! جوراب نصفه نیمه زنونه نایلونی (پاریزین) کوتاه که کش بالاش از لبه پایینی پاچه شلوار بزنه بیرون خیلی بدشکله. (جوراب های اسپرت نخی و خوشگل دخترونه رو نمی گما!) جوراب های زنونه و نایلونی ای که تا مچ پا هستند برای سر کار و شلوار و اصولا هیچ جا مناسب نیستند. لطفا اگر می خواین آراسته و مرتب به نظر برسید، زیرِ شلوار اداری تون جوراب زیر زانو بپوشید.

 

دیگه جونم براتون بگه... موهای زائد دراومده خیلی بد هستند و ما هم کور نیستیم. می دونم که موی زائد باید در بیاد تا بشه دوباره اون رو زدود، اما این کار رو با تاپ و شلوارک نباید انجام داد! شلوار بلند گشاد و خنک و بلوز آستین کوتاه رو برای همین کار گذاشته اند. اعضاء خانواده شما، حتی همسر شما که از همه به شما نزدیک تره، اون قدر نزدیک نیست که این مناظر ناگوار رو ببینه!

 

مردم کور نیستند. به دید چشمان و شعور مردم احترام بذاریم و همیشه خودمون رو آراسته و مرتب و خوش بو نگه داریم.


برچسب‌ها: پاکیزگی, اعتماد به نفس
[ دوشنبه 23 تیر1393 ] [ 23:4 ] [ نگارا ] [ ]

 

به نظر شما کِی بهترین زمان برای برداشتن و تمیز کردن ابروها است؟

 

  

Vote = ثبت رای

View = مشاهده نتایج

 

 

 


برچسب‌ها: برداشتن ابرو
[ جمعه 20 تیر1393 ] [ 19:20 ] [ نگارا ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

خوش اومدید.


چی نپوشیم؟

چی رو با چی بپوشیم؟

چی رو با چی نپوشیم؟


من راهنماییتون می کنم.



>>> از کجا شروع کنیم؟

ستون سمت راست «جدید ترین مطالب» رو به شما نشون می ده.

بعد از خوندن مطالب ستون سمت راست این صفحه، لطفا از منوی سمت چپ برای خواندن مطالب قبلی استفاده کنید.

«فهرست مطالب» یا «دسته بندی موضوعی» می تونه به شما کمک کنه که بیش از 110 مطلب که در این وبلاگ موجوده رو مطالعه کنید.


حتما بعد از خوندن هر مطلب به «بخش پرسش و پاسخ» زیر اون مطلب برین. بخش پرسش و پاسخ مجموعه بسیار مفصلی از سوال و جوابه. خوندن این 15 هزار و اندی پرسش و پاسخ رو شدیدا توصیه می کنم. هم سرگرم کننده است و هم خیلی از سوالهاتون اونجا جواب داده شده.


>>> بعد از اینکه همه مطالب و پرسشها و پاسخها رو مطالعه کردید، سوال هاتون رو می تونید در «بخش پرسش و پاسخ آخرین مطلب» برای من ثبت کنید.

قبل از پرسیدن سوال، از دکمه جستجو در بخش پایینی همین ستون استفاده کنید.

موقع ثبت سوال حتما تیک ثبت نظر خصوصی رو بردارید. من به سوالاتی که به شکل خصوصی طرح بشن پاسخ نمی دم. سوال و جواب برای استفاده همه است.

تعداد پرسش ها و نظرات بسیار زیاده. من هر سوال رو تا یک هفته بعد پاسخ می دم. لطفا بعد از طرح سوالتون صبور باشید. برای پیدا کردن جوابتون باید به بخش نظرات آخرین مطلب مراجعه کنید.

طرح پرسش جدید هر از گاهی به دلیل حجم بالای پرسشها غیر فعال می شه. اگر با این شرایط مواجه شدید، چند ساعت بعد، یا روز بعد مراجعه کنید.

زیبا باشید!
سرویس ویژه چی نپوشیم؟
تبلیغات در چی نپوشیم؟
جستجو در مطالب
آمار